حسين مدرسى طباطبائى
244
برگى از تاريخ قزوين ( فارسى )
غرض از تحرير و تسطير اين سطور ميمنت مسطور آن است كه چون تمامى شش دانگ مزرعهء گناج اقبال من محال دار السلطنهء قزوين از جمله موقوفات آستانهء متبركهء شاهزاده حسين عليه التحية و الثنا و توليت آن به شرح وقفنامچهء معتبره با اولاد مرحمت و غفران پناه سلالة السادات العظام مير عبد العظيم كه بطنا بعد بطن و عقبا بعد عقب بوده نظر به اينكه مزرعهء مزبور چندين سال مىشود كه خراب و لم يزرع و قنات آن منطمس ، احدى راغب به اجاره و استجارهء آن نگرديد و در اين وقت عالىحضرت رفيع منزلت ميرزا صالح ولد عالى حضرت معالى منزلت ميرزا عبد اللّه به مزارعه و مصالحهء صحيحهء شرعيه قبول نمود از عالىحضرت رفيع منزلت سلالة السادات العظام مير ابراهيم الشهير به آقا نوادهء مرحمت پناه مرحوم مزبور از حال تحرير كه ابتداء نوروز فيروز توشقانئيل خيريت تسهيل است لغايت مدت ده سال كامل كه عبارت از رفع ده محصول شتوى و صيفى بوده باشد ، به مال المزارعهء يك عشر از محصول اربابى محل مزبور كه به مال و رجال خود زراعت نموده آنچه جناب اقدس الهى كرامت فرمايد بعد از وضع بذر يك عشر از محصول محل مزبور به صيغهء مال المزارعه تسليم و ادعاى حوالهجات ديوانى ننمايد . و ثانيا مصالحه نمود عالى حضرت سلالة السادات مير ابراهيم مال المزارعهء يك عشر از محصول رسد اربابى خود را با عالى حضرت رفيع منزلت ميرزا محمد صالح به مبلغ ده تومان تبريزى زر رايج المعامله ( نصفه تاكيدا له : به مبلغ پنج تومان تبريزى ) . و بينهما صيغهء مزارعه و مصالحه در ثانى الحال جارى و واقع شده كه هر ساله مبلغ يك تومان نقد مصالحهء مال المزارعه را عند رفع خرمن آن سال تسليم نمايد مشروط براينكه آنچه اخراجات در لايروب قنات و به هر اسم و رسم حوالهجات در محل مزبور رخ نمايد همگى در عهدهء مصالح له است دخلى به