حسين مدرسى طباطبائى
211
برگى از تاريخ قزوين ( فارسى )
آن مىنمايد [ مهر : ] افوض امرى الى اللّه . . * هو - اهليت و قابليت مستشهد متن مزبور و سعى در امور توليت معلوم و با آبا و اجداد عالى حضرت مستشهد متن بوده و حال اولاد ذكور متوليان سابق انحصار يافته . . . * اقل خلق اللّه را علم حاصل است كه توليت آستانهء مقدسه ابا عن جد با عالى حضرت مستشهد متن بوده و احدى دخل نداشته و قابليت مستشهد مزبور و سعى در امور و خدمتگزارى دارد و حال بعد از فوت عم اولاد ذكور به وى انحصار دارد . نمقه . . . ( 33 ) استشهادى ديگر مربوط به درگذشت مير فخر الدين محمد و توليت به استقلال و انفراد مير عبد العظيم نسبت به آستانهء شاهزاده حسين ، از همان تاريخ ، جز آنكه اين يكى را بيشتر « اعزه و اعيان » گواهى نمودهاند تا دانشمندان . از اينرو در گواهىها به نقل چند نمونه كه حاوى فائدتى بود اكتفا شد : چون از سنوات سابقه و سنين سالفهء قديم الايام الى الان توليت مزار كثير الانوار و آستانهء متبركهء امامزادهء واجب التعظيم لازم التكريم شاهزاده حسين ابا عن جد بدون دخل و مدخليت احدى با سيادت و نجابت پناهان سلالتى السادات مير فخر الدين و مير عبد العظيم مرعشى برادرزادهء او بوده كه ليلا و نهارا به خاكروبى آستان نقاوهء دودمان امامت به جاروب مژه اشتغال و به دعاگويى دوام دولت روزافزون مشغول و احدى در خدمت مزبور هيچوقتى از اوقات