حسين مدرسى طباطبائى

20

برگى از تاريخ قزوين ( فارسى )

و خيرات و صدقات به ارباب استحقاق و محتاجان و زايران آن بقعهء شريفه ايثار نمود » « 1 » . متوليان آستانه در اين قرن - و گويا پيش از آن هم - امر احتساب قزوين را كه در آن عهد منصبى بزرگ بود نيز در دست داشته‌اند « 2 » كه خود مبين اهميت و حرمت شغل توليت آستانهء مزبور در آن روزگار ، و به ملازمه كاشف از ميزان اهميت و تقدس خود مزار در آن ادوار است . در طول قرن نهم رقباتى نيز بر موقوفات آستانهء مقدس افزوده شده بود . از جمله از سندى مورخ به سال 933 كه متن آن را پس از اين در همين بحث خواهيم ديد « 3 » برمىآيد كه امير غياث الدين حسنى گويا در اواخر اين قرن حمامى واقع در محلهء شهرستان قزوين را بر آستانه وقف داشته كه پس از درگذشت او ، ورثهء وى در آغاز دورهء صفوى در اين باب گفتگويى با متوليان آستانه داشته‌اند و جمال الدين محمد صدر استرابادى ( صدر شاه اسماعيل و طهماسب از 920 تا 931 ) بر نفوذ وقف و بطلان دعوى ورثه حكم نموده بود . در قرن دهم پس از آن‌كه صفويان بر تخت و تاج دست يافتند اين آستانه نيز مانند همهء مزارات منسوب به دودمان پيامبر اكرم در سراسر ايران اهميت و رونق بسيار يافت به خصوص در دوران طهماسب كه قزوين در بيشتر آن دوره

--> ( 1 ) . تاريخ خانى ، على بن شمس الدين بن حاجى حسين لاهيجى ، به تصحيح منوچهر ستوده : ص 54 . ( 2 ) . به شهادت فرمانى از شاهرخ كه در بخش اسناد ضمن سخن از مقام توليت آستانه بدان اشاره خواهد رفت و مؤيد است به نوشتهء اسديه : 97 و مجالس المؤمنين 1 : 149 . ( 3 ) . سند شمارهء 3 ، امكان هم دارد كه اين وقف مربوط به دورهء شاه اسماعيل اول باشد . در اين سند از موقوفات ديگر آستانه نيز در آن تاريخ ياد مىشود .