حسين مدرسى طباطبائى
180
برگى از تاريخ قزوين ( فارسى )
و توليت آستانهء مقدسهء متبركهء امامزادهء والامقام ذوى الاحترام واجب التعظيم لازم التكريم [ شاهزاده حسين عليه التحيه فرزند ارجمند امام الجن و الانس على بن موسى الرضا ] / واقعه در دار السلطنهء قزوين را بطنا بعد بطن و صلبا بعد صلب مختص ايشان گردانيده ، در اين وقت كه حضرت سيادت منقبت نجابت و نقابت / و هدايت مرتبت فضيلت و كمالات دستگاه سلالة السادات و النجبائى مير محمد نصير كه گلى از آن گلستان و ثمرى از شجرهء آن بوستان بوده به پابوس / همايون ما استسعاد جسته ، لهذا رقم امضاى توليت شرعى آن مزار كثير الانوار را به قيد لعنتنامه نسلا بعد نسل و صلبا بعد صلب و بطنا / بعد بطن با موقوفات و سيورغال و مستمريات آن سركار از قرار مفصلهء ضمن مالا و منالا كماكان بدون تغيير و تبديل به معزى اليه شفقت / و مرحمت فرمود كه هرگاه احدى در قواعد مستمريات و سيورغالات و موقوفات قديم و جديد آن سركار و توليت آن مكان / متبركه سوى سلسلهء عليهء مرعشيه راه دهد به لعنت خدا و غضب ائمهء هدى صلوات اللّه عليهم اجمعين گرفتار شود و توليت شرعى آنجا را مختص سادات مرعشى / دانند . در باب هفت سهم قريهء دستجرد اقبال و آب شلوير كه رشتهء مجراى نهر آن از ميان قريهء مزبوره الى دستجرد كشيده بايد جماعت دستجرد / آب مذكور را مختص قريهء مذكور دانسته ، اولا هفت سهم را كه وقف آستانهء مقدسهء مزبوره مىباشد مشروب و بعد از آن ساير سهام را / و احدى را در آن وقف مجال تصرف و تغلب راه نداده ، تمام آن را بدون حقيت ( ؟ ) و ممانعت غير مخصوص به قريهء مذكور دانند / ولات و حكام و كلانتر و محصل قزوين غاصبين عين مزبور را تنبيه و تأديب نموده ، دينارى و حبه ( اى ) به علت صادرات و استصوابيات و ملازمى و بيگار و شكار به موقوفات / و سيورغالات آن سركار حواله « 1 » ننمايند . مستوفيان
--> ( 1 ) . كلمهء « حواله » بالاى سطر نوشته شده است .