حسين مدرسى طباطبائى
176
برگى از تاريخ قزوين ( فارسى )
غريب و بومى و خواجه شادمان و « 1 » قزوين / و آستانهء منورهء امامزاده حسين عليه التحيه به موجب احكام مطاعه و امثله و اخطبهء عليه با آبا و اجداد و بعد از آن با او بوده به دستور سابقه / به موجب احكام و امثله و اخطبه كه امور مزبوره را كماكان به وى متعلق و منسوب به او دانسته ، احدى در حفارى و قبرسازى غريب و بومى / و خواجه شادمان و « 1 » قزوين و آستانهء مزبوره دخل ننمايد و مزاحمت به حال او نرساند و امر مزبور را به موجب احكام و امثله و اخطبه بلا مشاركت / و مساهمت احدى مخصوص و متعلق به مشار اليه دانسته ، احدى را شريك و سهيم ندانند . به عهدهء گماشتهء حاكم دار السلطنهء مزبوره كه / امداد و اعانت شرعى و حسابى به تقديم رسانند و در اين باب اهتمام تمام لازم شناسند . تحريرا فى شهر صفر ختم بالخير و الظفر سنهء 1086 . [ مهر : ] فان اللّه هو مولاه و جبرئيل و صالح المؤمنين ( 24 ) فرمان شاه سليمان صفوى مورخ صفر 1094 در مورد سيورغال اولاد مير عبد المطلب كه بنابر حكم شاه خدا بنده مقرر شده و طى فرمان مورخ شعبان 1050 به مير عبد القادر مرعشى متولى آستانهء امامزاده شاهزاده حسين واگذار گرديده بود . در اين فرمان سيورغال مزبور به مير محمد نصير و مير فخر الدين فرزندان مير عبد القادر تفويض شده است .
--> ( 1 ) . كذا .