حسين مدرسى طباطبائى

165

برگى از تاريخ قزوين ( فارسى )

در همين دو مورد در دست آنان بوده است : الملك للّه فرمان همايون شد آن‌كه چون از مضمون پروانچهء مطاعهء اعلى حضرت شاه جم جاه جنت بارگاه عليين آشيانى [ شاه بابا ام انار اللّه برهانه ] كه / در دست سادات كرام مرعشيه متوليان مزار كثير الانوار حضرت امام‌زادهء واجب التعظيم و التكريم [ شاهزاده حسين عليه و آبائه التحية ] است / معلوم و مستفاد شد كه منافع آن سركار كه ايشان را تصرف در آن جايز است ميانهء ايشان به عدد رئوس بالسويه / قسمت مىشده و هريك از اولاد و اطفال ايشان كه به حد بلوغ مىرسيده‌اند با ديگر سادات شريك بوده‌اند و تا طفل بوده‌اند / چيزى نمىبرده‌اند . بنابراين مقرر فرموديم كه سادات عظام كرام مذكور به همان قاعده عمل نموده ، از مضمون حكم مطاع اعلى حضرت خاقانى / و طريق معمول قديم در نگذرند و همان قاعده را در ميانهء خود مرعى و مسلوك داشته ، از آن تجاوز ننمايند و هر يك از سادات عظام مزبور / به حق خود قايل « 1 » بوده ، زيادتى به يكديگر نكنند و چون عزل و نصب خادم و عملهء سركار آستانهء مذكوره حسب الحكم اعلى حضرت شاه جنت مكانى / منوط به رأى متوليان عظام بوده به همان دستور مقرر دانسته ، احدى از آن تجاوز ننمايد و از مخالفت كه موجب مؤاخذه است انديشه نمايد و به سند نقيض / مستند نگردند . به عهدهء وزير و داروغهء دار السلطنهء قزوين كه در اين باب امداد به تقديم رساند و هرساله حكم مجدد نطلبند . تحريرا فى شهر جمادى الثانى / سنهء 1019 .

--> ( 1 ) . مقصود « قانع » است .