حسين مدرسى طباطبائى

162

برگى از تاريخ قزوين ( فارسى )

نايبى هم مىداشت همواره نام صدر را در طغرا مىنوشتند چنان‌كه فرزند ميرزا رضى مزبور : مير صدر الدين محمد در سن خردسالى عنوان صدارت يافت و با آن‌كه همهء كارها به وسيلهء ميرزا رفيع شهرستانى انجام مىگرفت « 1 » باز هم نام مير صدر الدين محمد را در طغراى مثال‌هاى ديوان صدارت مىنوشتند « 2 » . در فوائد الرضويه « 3 » و ريحانة الادب « 4 » داستانى در مورد كتاب مفتاح الفلاح شيخ بهائى هست كه به مقتضاى آن مىبايست در هنگام اتمام آن اثر « معز الدين محمد » نامى صدارت ديوان داشته باشد « 5 » ، و چون كتاب مزبور در ماه صفر 1015 در گنجه ( در التزام شاه عباس ) پايان گرفته است « 6 » و از سوى ديگر نويسندگان آن دو كتاب شرح‌حال ، صدرى با اين نام جز معز الدين محمد بن شاه تقى الدين محمد اصفهانى صدر شاه طهماسب ، درگذشتهء 952 « 7 » نمىشناخته‌اند ماجراى مزبور را ذيل سرگذشت همين اصفهانى آورده ، و در ريحانه

--> ( 1 ) . عالم‌آرا : 929 و 1089 . ( 2 ) . مثال‌هاى صدور صفوى : 38 - 39 و عكس شمارهء 2 / از آستارا تا استارباد 6 : 21 - 22 ، سند شمارهء 21 . ( 3 ) . صفحهء 509 . ( 4 ) . چاپ اول : ج 4 ، ص 44 - 45 . ( 5 ) . هرچند اين لازمهء نقل خاتمهء مستدرك : 420 از محبوب القلوب اشكورى نيست . ( 6 ) . پايان همان كتاب . ( 7 ) . تحفهء سامى : 22 چاپ وحيد دستگردى .