حسين مدرسى طباطبائى

152

برگى از تاريخ قزوين ( فارسى )

فرمان همايون شد آن‌كه چون خلافت محال مذكورهء ذيل : [ قزوين و توابع / ابهر و توابع / ساوج بلاغ و توابع / طالقان ورود بار / الوير . . . / دستجرد عليا ] به موجبى كه در شجرهء عليهء اعلى حضرت خاقان جم جاه / جنت مكان عليين آشيانى [ شاه بابا ام انار اللّه برهانه ] مسطور است بلا مشاركت و مساهمت غير به سيادت پناه خليفه سراهنگ / مرعشى متعلق بوده ، بنابراين به همان دستور به مشار اليه متعلق دانسته ، ديگرى را با او در خلافت محال مذكور شريك ندانند / و پروانچهء اعلى حضرت خاقان جم جاه عليين آشيانى [ شاه بابا ام انار اللّه برهانه ] كه در باب خلافت محال مذكوره شرف صدور يافته ممضى و / منفذ شناسند . شاه نظر خليفه و ساير خلفا حسب المسطور مقرر دانسته ، خود را معزول دانسته ، با او / شريك ندانند . صوفيان و طالبان محال مذكوره او را خليفهء خود و نصب كردهء ما دانسته ، اوامر و نواهى / مشروعهء او را مطيع و منقاد باشند . در اين باب قدغن دانسته ، از جوانب بر اين جمله روند و هر ساله / حكم مجدد نطلبند . تحريرا فى روز شنبه غرهء شهر ربيع الاخر بارس ئيل / ست و ثمانين و تسعمائة . ( 14 ) فرمان مورخ شعبان 999 از شاه عباس اول در امضاء وظيفهء سيادت پناهان امير عز الدين محمد و امير محمد قاسم و امير فخر الدين محمد فرزندان مير عبد المطلب مرعشى - متولى آستانهء شاهزاده حسين در عهد طهماسب - از بابت مال و جهات سه محل از اوقاف غازانى . از كنارهء سند برمىآيد كه اين وجه پيش‌تر در وظيفهء فرزندان مير زين العابدين