حسين مدرسى طباطبائى

111

برگى از تاريخ قزوين ( فارسى )

اطلاع بر تاريخ اعطاء القاب به آنان - كه معمولا در مهرها ذكر گرديده است - مهم است . به اين‌گونه نكات در مآخذ عمومى سرگذشت رجال اين دوره كمتر توجه شده ، و آنچه هم كه نوشته‌اند معمولا همراه با خطاها و تسامحات است . پاره‌اى از اين‌گونه فوايد تاريخى در ديباچه‌هاى اسناد كه پيش از اين سطور نوشته و تدوين شده - و آن موقع در نظر نبود كه اين طرح كلى در آغاز تنظيم گردد - تذكر داده شده است بنابراين تكرار آنها پسنديده نخواهد بود . نكاتى هم بوده است كه در آن ديباچه‌ها نيامده و بايد با نگريستن به اصل متون بر آن آگاهى يافت . در آغاز همين بخش از اسناد ديگر مربوط به قزوين كه در خاندان‌هاى قديم آن شهر محفوظ است و از چند سند كه در كتاب مينودر نقل يا ذكر گرديده است سخن رفت . اينك در پايان اين مقدمه به مناسبت از دو مجموعهء سند ديگر كه پيش از اين نشر شده و مربوط به قزوين و رجال آن است ياد مىكنيم : * اسناد خاندان ميرزا محمد حسين عضد الملك قزوينى صدر ديوانخانه كه شش طغراى آن در مقاله‌اى با نام « چند فرمان تاريخى » از محمود كى با دو سند ديگر ( مجموعا هشت فرمان ) در شمارهء 5 سال پنجم مجلهء بررسىهاى تاريخى « 1 » به چاپ رسيده است . او محمد حسين بن فضل اللّه بن محمد شفيع بن بهاء الدين محمد الحسينى العاملى است . اشاره‌اى به سابقهء اين خاندان و بزرگان ديگر آن در كتاب مينودر « 2 » هست . محمد شفيع جد او از ادباء و فضلاء صاحب اثر دورهء زنديه بود . او در

--> ( 1 ) . صفحات 155 - 166 . ( 2 ) . صفحات 327 - 328 .