اليعقوبي ( مترجم : آيتى )
17
البلدان ( فارسى )
مىشود ، آنگاه « محلهء وضاح » مولاى امير المؤمنين ، معروف به « قصر وضّاح » رئيس انبار اسلحه است و بازارهايى كه آنجا است و تاكنون بيشتر كسانى كه آنجا هستند كاغذ فروشها ( و كتاب نويسها ) يند ، چه همانجا بيش از صد دكان كاغذ فروشى ( و صحّافى ) است ؛ سپس به قطعه زمين ( قطيعهء ) عمرو بن سمعان حرّانى ( مىرسد ) و طاق حرّانى همانجا است ، و پس از آن « شرقيّه » است و بدانجهت « شرقيّه » ناميده شد كه پيش از آنكه بر سكونت مهدى در طرف شرقى دجله تصميم گرفته شود ، براى « شهر مهدى » پيش بينى شد و از اين رو « شرقيه » نام يافت و « مسجد كبير » آنجا است و روز جمعه در آن اقامهء جمعه مىشود و در آن منبرى است و همان مسجد است كه قاضى « شرقيّه » در آن مىنشيند ، سپس منبر از آن بيرون برده شد ، و از « شرقيه » به طرف قطعه زمين جعفر بن منصور در كنار دجله كه سراى عيسى بن جعفر در آن واقع است و خانهء جعفر بن جعفر بن منصور نزديك آن ، برمىگردد ؛ سپس از اين چهار راهى كه گفتم به شاهراه « باب الكرخ » مىرود و آغاز آن نزد « دروازهء برده فروشان » قطعه زمين سويد مولاى منصور است و ميدان سويد در پشت برده فروشان ، و سپس بازارها در دو سوى شاهراه كشيده است و از « باب الكرخ » به طرف راست تا قطعه زمين ربيع مولاى امير المؤمنين مركز بازرگانان خراسان و بزازان و انواع پارچههايى كه از خراسان حمل مىشود بىآنكه چيزى به آنها آميخته باشد ، باز مىگردد و رودخانهاى كه از « كرخايا » جدا مىشود و خانههاى بازرگانان ( مشرف ) بر آن است همانجا است و آن را « نهر الدجاج » مىگويند ، چه در آن موقع روى آن مرغ خانگى فروخته مىشده است ، و در پشت قطعه زمين ربيع ، خانههاى بازرگانان و مردم متفرقه از هر سرزمينى است و هر گذرى بنام اهل آنجا و هر كويى بنام سكنهء آن معروف است و بازار بزرگ كرخ از « قصر وضّاح » تا « سه شنبه بازار » به طول دو فرسخ و از قطعه زمين ربيع تا دجله بپهناى يك فرسخ امتداد دارد ، و براى هر صنعتى از بازرگانان و هر نوعى از تجارت