محمد تقى مصطفوى

مقدمهء كتاب 6

اقليم پارس ( فارسى )

پيغمبر اكرم ( ص ) پرسيدند : اين قوم كه داراى اين فضائل‌اند كيستند ؟ دست خود را بر كتف سلمان فارسى نواخته فرمود : « هذا و ذووه » و سپس گفت : « لو كان العلم منوطا بالثريا ليتناوله رجال من فارس » « 1 » . بنابروايتى كه زمخشرى در ربيع الابرار نقل كرده ، و خاصّه و عامّه بر آن متّفق‌اند ، از همان حضرت نقل است كه فرمود : « للّه من عباده خيرتان فخيرته من العرب قريش و من العجم الفارس » و از همين لحاظ است كه امام على بن الحسين ( زين العابدين ) را « ابن الخيرتين » لقب داده‌اند زيرا وى از سوى پدر فرزند زادهء على مرتضى و از جهت مادر نوهء يزدگرد سوم ، پادشاه ساسانى ، بوده است . در مجموعهء نهاية الارب فى فنون الادب آمده است كه عمر بن الخطاب ، خليفهء دوّم ، روزى در مقام ستايش مردم فارس گفت : « الا ان لاهل فارس عقولا استحقوا ما كانوا فيه من الملك » . و نيز در همان كتابست كه در زمان غلبهء عبد الله بن زبير بر مكه خانهء كعبه را خرابى روى داده بود ، درصدد مرمّت برآمدند . چون معمارى هنرور كه بتواند بيت اللّه را چنان كه بايد از نو بيارايد در ميان تازيان يافت نشد . عبد الله گفت : « ان لم يجدوا من يبنيه من العرب فاستعينوا باهل فارس » . جاحظ دانشمند عرب ، در كتاب الحيوان بر فضيلت شيراز بر ديگر بلاد چنين شهادت داده و گفته است : « ان شيراز احسن من جميع قرى فارس لها نبتة طيبة » . * * * در اخبار اسلامى و كتب جغرافيون عرب ، مناقب فارس و اهل فارس فراوانست و به زبان شعر و نثر هردو در اين باب سخنها گفته‌اند . از آن جمله دو بيت

--> ( 1 ) كلام بالا در بعضى كتب بدين‌صورت ذكر شده است : « لو كان العلم معلقا بالثريا لنا له رجال من فارس » م .