محمد تقى مصطفوى
مقدمهء كتاب 4
اقليم پارس ( فارسى )
پس آنگاه از تحمّل اهتمام بسيار و رنج بيشمار كه براى چاپ در اين روزگار دامنگير نويسندگان گرانمايه است ، بهيچوجه تن نزده و با صبر جميل و سعى بىبديل ، آن را بقطعى متناسب و طبعى مطبوع بحيلهء چاپ درآورده ، و الحقّ نيكوترين يادگارى از ذوق لطيف و سليقهء ظريف خود بجاى گذاشته است . نويسندهء اين سطور ، اينك بيش از سى سال است كه با مؤلّف گرامى اين كتاب صواب افتخار آشنايى و احيانا توفيق همكارى داشتهام و از نخستينبار كه در يكى از اصقاع اقليم پارس ، يعنى بر فراز صفّهء تختجمشيد ( پرسپليس ) با ايشان اتّفاق ديدار روى داد تاكنون همواره رشتهء و داد و سلسلهء اتّحاد را محكم داشته و بدستيارى و پايمردى ايشان هم در اثناء خدمت در وزارت معارف و هم در دورهء همقدمى و همكارى در انجمن آثار ملّى متّفقا موّفق بايفاء خدمات فرهنگى و ادبى به قدر وسع بودهايم . از نخستين روز كه آن رادمرد را ديده و شناختهام ، او را عاشق صادق معرفت و رفيق شفيق اهل علم يافتهام . از آغاز خدمت كه در رشتهء باستانشناسى قدم نهاده تا امروز ازين فنّ شريف دورى نجسته و ازين شاخ بشاخهاى ديگر پرواز نكرده و همّ واحد و نيّت راسخ خود را وقف شناختن و شناسانيدن مفاخر تاريخى نياكانى و آثار گرانبهاى باستانى ايران كرده است . زهى عمر شايسته كه اينچنين در راه علم و دانش بگذرد ! همين وظيفه را در اين نامهء نامى نيز الحق بحدّ كمال ايفا فرموده است و اين كتاب چنانچه گفتيم اكنون آخرين حلقه از سلسلهء فارسنامههاى باستانى بوده و داراى مطالب بديع و نوادر لطيف و اطّلاعات سودمند و فوائد بىپايان است كه در ديگر كتب و منابع يافت نميشود . امتياز خاصّى كه اين كتاب بدان متمايز و موصوف است آن است كه اكتفا بتحقيقات گذشتهء اسلاف و مشاهدات سابقان نشده و آنچه كه در زمان حاضر و حتّى در حين تأليف كتاب اكتشاف شده و جديدترين امور و تازهترين مطالب را نشان ميدهد ، در ذيل و ضميمهء كتاب بر اصل مزيد ساخته و آن را به صورت سندى نو و متنى تازه درآورده است كه از حيث وسعت دامنهء اطّلاعات و دقّت در بحث و تحقيق بر كتب