مصلح الدين مهدوى
24
اصفهان دار العلم شرق ( مدارس دينى اصفهان ) ( فارسى )
نقطهى عطف تاريخ فرهنگى اصفهان به روزگارى بازمىگردد كه « ملكشاه بن آلب ارسلان سلجوقى » به صلاحديد وزير مقتدر خويش - خواجه نظام الملك توسى ( م 485 ه . ق . ) - اصفهان را به پايتختى برگزيد و از اين تاريخ به بعد بايد به واقع اصفهان را يكى از فرهنگ شهرهاى ايران محسوب نمود كه به موازات شهرهايى چون : توس ، نيشابور ، هرات ، بلخ و بغداد و سمرقند و . . . جايگاه ارزشمندى را دارا بوده و هست و به چنان رتبتى دست مىيابد كه گذشت روزگاران نه تنها از اعتبارش نكاسته ، بلكه رونقش روزافزون گشته است . لطف و عنايتى كه از سوى نبى مكرم اسلام ( ص ) نسبت به جماعت ايرانى اعمال شده بود ، كه نمونهى روشن آن وقتى بود كه آيهى 3 سورهى جمعه بر حضرتش نازل گشت كه : وَ آخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ و آنگاه كه از حضرت دربارهى اين مؤمنين ملحق نشده مىپرسند ، رسول اكرم ( ص ) با اشاره به سلمان فرمودند : « لو كان الايمان عند الثريّا لنا له رجال من هؤلاء » « 1 » ( اگر ايمان حتّى در نزد ستارهء ثريّا باشد ، مردانى از اين دسته ( اهل فارس ) بدان دست مىيابند . ) و بدين اعتبار بسيارى از مسلمانان به اصفهان روى مىآورند كه اسامى تعدادى از آنها در « ذكر اخبار اصفهان » آمده است . روحيهى سختكوشى و حقجويى اصفهانىها نيز از مواردى است كه مورد تأكيد سيرهنويسان و ارباب تذكرهها بوده است ، مرحوم ميرزا حسن خان انصارى ، نكتهى بسيار دقيق و ظريفى را در حاشيهى تأليف ارزشمند خويش آورده كه نقل آن خالى از لطف نيست : عدد « اصفهانى » را با « زيرك » كه به حساب ابجد 237 مىشد مطابق است و از اين روست كه در طبقات رايان احاديث حداقل اسامى 65 نفر را با پسوند اصفهانى يا
--> ( 1 ) - طبقات المحدّثين بإصبهان ، عبد الغفور بلوشى ، ج 1 ، ص 39 / ذكر اخبار اصبهان ، حافظ ابو نعيم اصفهانى ، ج 1 ، ص 2 ، و حافظ ابو نعيم اصفهانى بر اين باور است كه « و الحديث صحيح متّفق عليه » .