مصلح الدين مهدوى

22

اصفهان دار العلم شرق ( مدارس دينى اصفهان ) ( فارسى )

جان‌ها گرديد ، به سال‌شمار قمرى و به تقريب 1400 سال مىگذرد ؛ آهنگى جان‌نواز كه آمده بود تا آبشخور دلها را از زلالى معرفت ، سيراب سازد و نواى منادى آن سازى يك‌دست و آهنگين بود كه بر تارتار دلها مىنشست . هر كس اين پيام را مىشنيد ، دل برده‌ى طرايف آن مىگشت . ايرانيان نيز با بينش و منش والاى خويش ، به راستى و درستى ، محتواى پيام حضرت رسالت‌پناه ( ص ) را پذيرا گشتند . اصفهان نيز به عنوان يكى از زرخيزترين نواحى ايران ، در سال 23 ه . ق . به سردارى « عبد اللّه بن بديل » به تصرّف سپاهيان اسلام درآمد ، شهرى كه به تعبير بلاذرى در « فتوح البلدان » « 1 » در آن هنگام مركب از دو شهر بود : جى و يهوديه كه در مجموع با آغوش باز از اسلام استقبال كردند چرا كه بر اين باور بودند كه : « لولا محمّد و الاوصياء من ولده كنتم حياري كالبهائم » : « اگر رسول خدا ( ص ) و اوصياى او نبودند ، همانند حيوانات سرگردان بوديد » . « 2 » همان كه مولانا هم فرمود : چند بت بشكست احمد در جهان * تا كه يا رب‌گوى گشتند امّتان گر نبودى كوشش احمد تو هم * مىپرستيدى چو اجدادت صنم به هر حال به تعبير ملك الشعراى بهار : گرچه عرب كرد حرامى به ما * داد يكى دين گرامى به ما پيام جاودانه‌ى اين دين ارج نهادن به علم و مرتبت والاى علم‌آموزان و مكرمت عالمان بود و اين بينش توحيدى باعث آمد كه نايره‌ى شوق‌انگيز علم‌آموزى در بين ايرانيان زبانه كشيده و شراره‌هاى جهل سوزش تا قرنها ، جهان را تحت الشعاع انوار خود قرار داد . مگر آن كه پيامبر رحمت ( ص ) فرمود : « و قلب ليس فيه شىء من الحكمة

--> ( 1 ) - فتوح البلدان ، ص 440 . ( 2 ) - اين حديث از امام حسن عسگرى ( ع ) به نقل از « علل الشرايع » ، ج 1 ، ص 249 / امالى شيخ طوسى ، ص 654 .