لطف الله هنرفر

84

اصفهان ( فارسى )

زمينى را پيدا كنند كه از زلزله و خسوف به دور ، و خاكش سالم و كم‌عفونت و گل آن چسبنده‌تر و پايدارتر باشد و چون بنايى از آن بسازند ، روزگارانى به‌جاى بماند ؛ بلاد و سرزمين‌هاى مختلف را بيازمودند و در زير گنبد آسمان شهرى جامع به اوصاف مذكور جز جى كه در زمان‌هاى بعد حدود آن تعيين شد ، نيافتند . آن‌گاه به اندرون قهندز ( كهن دژ ) كه در داخل شهر جى بود ، آمدند و دانش‌هاى خود را در آنجا به وديعه نهادند كه تا زمان ما ( يعنى قرن چهارم هجرى و زمان زندگى حمزهء اصفهانى ) باقى است و سارويه ناميده مىشود ، و از جملهء آن نوشته‌ها نامه‌اى بود از آن يكى از پادشاهان ايران كه در آن نوشته بود : « طهمورث پادشاه ، دوستدار دانش‌ها و دانشمندان بود ، پيش از آن‌كه حادثهء مغربى آسمانى روى دهد ، وى آگاه شده بود كه باران‌هاى فراوانى ، پياپى و بيرون از حد و عادت خواهد باريد و از نخستين روز پادشاهى تا آغاز وقوع آن حادثه 231 سال و 300 روز بود و منجمان از آغاز پادشاهى ، وى را از اين حادثه كه از مغرب شروع شده و نواحى مشرق را فرا مىگيرد ، بيم مىدادند . طهمورث فرمان داد كه مهندسان ، بهترين ناحيهء كشور او را از حيث سلامت خاك و هوا برگزينند . آنان محل بناى معروف سارويه را برگزيدند كه هم‌اكنون در اندرون شهر جى باقى است ، آن‌گاه اين بناى استوار را به فرمان او ساختند و پس از آن‌كه آماده شد ، دانش‌هاى فراوانى را كه در رشته‌هاى گوناگون بود از خزانهء خود به آن‌جا انتقال داد و آن‌ها را بر پوست توز نوشتند و در جايى از آن بنا قرار داد تا پس از حادثه براى مردم باقى بماند . » حمزه مىگويد در اين مجموعهء علمى ، كتابى هم به دست آمد به نام زيج شهريار كه پادشاهان در مواردى كه مىخواستند حوادث جهان را بدانند ، از اين كتاب استفاده مىكردند . و سرانجام مىگويد كه « اين بنا يكى از آثار پابرجاى بلاد مشرق است ، چنان‌كه اهرام مصر از آثار پابرجاى سرزمين مغرب است ، و خدا داناتر است . » « 1 »

--> ( 1 ) . زيج ملكشاهى و زيج ايلخانى و زيج الغ بيگى نيز مشهورترين زيج‌هاى دوران بعد از اسلام ايران به‌شمار مىروند . براى آگاهى بيشتر از بناى مشهور سارويهء جى و زيج شهريار ، - ترجمهء فارسى سنى ملوك الارض و الانبياء ، ص 182 .