لطف الله هنرفر

71

اصفهان ( فارسى )

قديمىترين آتشكده‌اى است كه با نام آن آشنايى داريم . حمزة بن الحسن اصفهانى در كتاب خود سنى ملوك الارض و الانبياء مىنويسد : به كيخسرو گفتند كه در ميانهء انتهاى فارس و آغاز خاك اصفهان ، كوه سرخى به نام « كوشيد » وجود دارد و در آن‌جا اژدهايى است كه بر كشتزاره و آدميان تسلط يافته است ؛ وى با مردان خود بدان جا رفت و اژدها را بكشت و آتشكده‌اى بر آن كوه بنياد نهاد كه به « آتش كوشيد » معروف شد . « 1 » حمزه در ذكر پادشاه كى اردشير مىنويسد كه وى بهمن اسفنديار فرزند گشتاسب است كه به سبب جنگ‌هاى بسيارى كه كرده بود او را درازدست خوانده‌اند ، و اردشيرآباد و در سرزمين سواد ( عراق عرب امروز ) در كرانهء رود « زاب بزرگ » و در سرزمين ميسان ، شهر بهمن اردشير ( - بهمنشير ) را بنا نهاد كه آن را فرات بصره نيز مىخوانند . وى سپس به ذكر آتشكده‌هاى اصفهان مىپردازد كه از آثار او است ؛ حمزه مىنويسد اردشير در شهر اصفهان و به يك روز سه آتشكده را بنياد گذاشت : يكى را به هنگام برآمدن آفتاب در جانب قلعهء مارين ( - ماربين ، مهربين ، مهرين - آتشگاه امروز ) به نام « آتشكدهء شهر اردشير » ، دوم آتشكدهء ذروان اردشير ( - ذروان اكرنه در فرهنگ اوستايى « فرشتهء زمان بىكرانه » و نيز « فرشته مكان » نام برده شده است ) به هنگام ظهر در قريهء دارك از روستاى خوار ( - برخوار ) ( اين روستا امروز جزء بلوك قهاب اصفهان است ) ، و سوم آتشكدهء مهر اردشير در قريهء اردستان . آتشكدهء مشهور ديگر اصفهان از عصر ساسانيان آتشكدهء سروش آذران نام داشته است ، از آثار شاپور ذوالاكتاف كه وى آن آتشكده را در روستاى حروان ( جروان ، جرواان ، كرواان ) از روستاهاى جى بنا كرد و قريهء يوان و جاجاه را در بلوك لنجان وقف بر آن آتشكده نموده است .

--> ( 1 ) . سنى ملوك الارض و الانبياء ، ترجمهء فارسى ، ص 36 .