لطف الله هنرفر

66

اصفهان ( فارسى )

جغرافيانويس مشهور يونانى ، به از اراتستن « 1 » ( 275 - 195 ق م ) ، نام اصفهان را آسپادانا « 2 » و آن را مشتق از اسپادا « 3 » به معنى سپاه مىداند . در فرهنگ‌هاى فارسى هم به اين معنى اشاره شده است ، از آن جمله در برهان قاطع آمده است كه اصفهان در اصل « اسبهان » بوده است و اسبه مخفف اسباه است به معنى لشكر و سپاه . اين شهر را دار اليهودى ( به مناسبت سكونت اقليت يك جماعت يهودى كه در زمان بخت النّصر دوم از بيت المقدس رانده شدند و گروه‌هايى از آن‌ها در اصفهان و در محلى كه هم‌اكنون به جوباره معروف است ، اقامت اختيار كردند ) نيز مىگويند ، و اسبهان جمع سپاه است . « 4 » دربارهء وجه تسميهء اصفهان در مأخذ اسلامى ايران ، مانند كتاب اصفهان حمزهء اصفهانى و طبقات المحدثين ابو الشيخ انصارى و ذكر اخبار اصفهان حافظ ابو نعيم نيز مطالبى ذكر شده است ؛ در كتاب اخير چنين آمده است : هنگامى كه نمرود ، فرمانرواى سركش و طاغى بابل قديم ، جنگ با خدا را آغاز كرد ، كسانى را به نواحى مختلف فرستاد تا مردم را به ستيز با خداوند متعال برانگيزد ؛ زمان كه اينان به اصفهان رفتند ، ساكنان اين شهر به آنان گفتند : « ما هرگز قدرت پروردگار را منكر نمىشويم . » آن‌گاه مىافزايد كه خداوند ( به اين سبب ) در خاك اصفهان زعفران رويانيد و در كوهستان آن انگبين نهاد . در كتاب طبقات المحدثين باصبهان ابو محمد عبد اللّه بن حيان اصفهانى ، معروف به ابو الشيخ انصارى ( 274 - 369 ه ق ) كه با حمزهء اصفهانى ، مورخ مشهور اصفهان در قرن چهارم هجرى ، معاصر بوده و بر حافظ ابو نعيم سمت استادى داشته است ، جواب اصفهانىها به نمرود به شكل : « اصبه كى

--> ( 1 ) . اراتستن ( Eratostenes ) رياضىدان ، منجم و فيلسوف يونانى مكتب اسكندريه و قورينا ( Cyrene ) ، نخستين كسى است كه نصف النهار زمين و ميل دايرهء خسوف و كسوف را اندازه گرفت ( فرهنگ فارسى معين ، اعلام ) . ( 2 ) . Aspadana ( 3 ) . Spada ( 4 ) . - گنجينهء آثار تاريخى اصفهان ، ص 17 - 29 ؛ محمّد حسين بن خلف تبريزى ، برهان قاطع ، چاپ محمّد معين ، تهران ، امير كبير ، ج 1 ، 1330 ه ش : اسبهان .