لطف الله هنرفر
57
اصفهان ( فارسى )
يعنى پارا - ايتا - كا « 1 » ، به معنى ناحيهاى كه توسط رودخانهاى شسته شده باشد . دياكونوف مىگويد . « در آسياى ميانه نيز اين نام شنيده شده است « 2 » » محدودهء جغرافيايى پارتاكنا يعنى اصفهان دورهء مادها نيز در تاريخ ماد « دياكونوف » « 3 » ( - دياكونو ) به شرح زير آمده است : « پاراتاكنا از سمت جنوب با كشور كوهستانى پارس ( پرسيد باستانى ) هممرز بود و از جنوب غربى به درههاى رود كارون و كرخه محدود مىشد و از طرف مغرب نيز با آشور مرز مشترك داشت « 4 » . » دياكونوف مىنويسد : ماد پارتاكنا يعنى اصفهان كه زايندهرود بود آن را مشروب مىكرده است ، ميان دو رشته كوه متوازى واقع بوده ؛ در شمال ، كهرود ( قهرود ) ، رشتهاى از كوههاى كركس و در جنوب ، رشتهكوههاى جنوبى ايران « 5 » . ظاهرا پارتاكنيان كه در مشرق اصفهان امروز مىزيستهاند از ديگر قبايل ماد جدا مىزيستند و گاهى جزء ايشان محسوب نمىشدند . « 6 » نام گاباى كه مركز پارتاكنا يعنى اصفهان قديم بودهاست ، متعاقبا در دورههاى هخامنشى و سلوكى و اشكانى و ساسانى به گابيانا و گابيانه و گابيان و گابينا و گابين و گابى و گى و بعد از اسلام به جى تبديل شده است ، چنانكه امروز هم به همين اسم ناميده مىشود و بلوك وسيعى در مشرق و شمال شرقى اصفهان است مشتمل بر قراء و قصبات و روستاهايى حاصلخيز و آباد و پربركت و با نامهايى كه در زبان پهلوى دورهء اشكانى و ساسانى ريشه دارد و هنوز هم پس از گذشت قرنها به همان نامها گفته و نوشته مىشود ، به شرح زير است . اسنجان ، ابر ، ارداجى ، باطان ، برتيان ، بوزان ، بيجى ، پزوه ( شفروهء
--> ( 1 ) . Para - ita - ka ( 2 ) . جليل ضياءپور ، مادها و بنيانگذارى نخستين شاهنشاهى در غرب فلات ايران ، تهران ، انجمن آثار ملى سابق ، ص 211 . ( 3 ) . Diaconof ( 4 ) . همان ، ص 177 - 178 . ( 5 ) . همان ، ص 179 . ( 6 ) . همان ، ص 212 .