لطف الله هنرفر
53
اصفهان ( فارسى )
و در جايى ديگر از اين كتاب ضمن اشعار صدر الدين عبد اللطيف خجندى « 1 » از آتشگاه و ماربين و زايندهرود و باغكاران چنين ياد شده است : منظرهء زمستانى كوه صفّه از ارتفاعات عهد سوم معرفة الارضى كه ميليونها سال است بر جلگهء اصفهان از جنوب به شمال اشراف دارد . كوهى است كه فتنهها مكرّر ديده * بر قلّهء خود قلعه و سنگر ديده سرسختى باطنيّه بر سر ديده * جنگيدن دارا و سكندر ديده ( شعر : عبد الحسين سپنتا ) اصفهانا در آرزوى توام * گشته اندهفزاى و شادى كم عكس شكلت به خواب مىجويم * زندهرودت در آب مىجويم
--> ( 1 ) . آل خجند و آل صاعد ، دو طايفهء مشهور ساكن اصفهان بودند كه در قرن ششم و هفتم هجرى به داشتن ستارگان علم و ادب زمان خود معروف بودند ، ولى رقابت و نزاع و برادركشى پيوسته بين آنها ادامه داشت . خجنديان شافعى مذهب بودند و در محلهء دردشت ساكن بودند . صاعديان كه حنفى مذهب بودند در جوباره سكونت داشتند و سرانجام در حمله مغول به شهر اصفهان در 633 ه ق كه بر اثر سوء تدبير و سياست آنها اتفاق افتاد ، قوم وحشى از هر دو طايف مزبور قتل عامهاى هولناك به عمل آوردند . ( براى اطلاع شرح مفصل احوال اين خانواده و اوضاع سياسى ، اجتماعى و علمى و ادبى اصفهان در قرن ششم و هفتم هجرى ، - مجلهء يادگار سال 3 ، شمارهء 1 ص 10 - 31 ) .