لطف الله هنرفر
35
اصفهان ( فارسى )
جغد بسيار است . كبوتر خانگى و صحرايى بىشمار ، گنجشك زياد است و يك نوع آن كاكلى است كه مانند خروس تاج دارد . فاخته و قمرى ، كه هر دو از يك جنس و همشكل كبوتر است ، در سر درختهاى كهن سرو و كاج نشيمن دارند و صيد آنها در اصفهان كراهت دارد . كبك و تيهو در كوهها و درّههاى حوالى اصفهان ديده مىشود ، ولى زياد نيست . كلاغ ، كه زير شكمش خاكسترىرنگ و ساير پرهايش سياه است ، سر چنارهاى بلند اصفهان تعداد زيادى آشيانه دارند . زاغ ، كه آن را كلاغ زنگى نيز مىگويند ، بزرگتر از كلاغ است ؛ تمام پرهايش سياه تيره و روى نوك و قلم پاهايش سرخ است . اين پرنده در شهر كم ديده مىشود ولى در اطراف شهر زياد است . لاشخور ، كه نوعى از زاغ است ، بسيار بزرگ جثه است و در خرابهها و صحراها ديده مىشود و گاهى به اندازهء يك برّه بزرگ است . باقرقرا ، حيوانى است بزرگتر از كبوتر ، رنگش مايل به زردى و خالهاى متنوع دارد . انواع مرغ آبى مانند اردك و غاز و حواصيل و بوتيمار ( غم خوراك ) و درنا كه بعد از مازندران و گيلان ، در هيچ نقطهء ديگر ايران به اندازهء اصفهان ديده نمىشود . سهره و طرقه ، كه همجنس بلبل هستند ، در اصفهان زياد است . ترند ، كه از جنس بلبل و كوچكتر از آناست ، در اصفهان خيلى زياد ديده مىشود . پرستوك و ابابيل جزو پرندگان مهاجر هستند كه بيش از يك سال عمر نمىكنند . سقاچى نامى است كه اصفهانى مىنامد و حيوانى است از ابابيل كوچكتر ، پشتش خاكسترى و زير سينهاش سفيد است . اين حيوان به اسامى وطواط ، ابو المليح ، چكاوك ، راست قبره نيز ناميده شده است . چلچله ، كه چرخ ريسك نيز نام دارد ، حيوانى است به اندازهء سقاچى و عينا مانند چرخ ريسمان ريسىزنها صدا مىكند ؛ از نظر تعداد خيلى زياد نيست . هدهد در اصفهان بسيار ديده مىشود . سبزقبا مرغى است دمدراز و سبزرنگ با نوك قرمز و بدبو . آلوباغى مرغى است به رنگهاى مختلف كه خوراك آن بيشتر در باغهاى آلو و زردآلو است .