لطف الله هنرفر
21
اصفهان ( فارسى )
نغمههايى سرودهاند . ( - تصوير شماره 1 ) . خاقانى ، شاعر مشهور ايران ، دربارهء زايندهرود چنين گفته است : رودى است كه كوثرش عديلست * آبش سلسال و سلسبيلست نه بلك زرشگ او همه سال * شيداى مسلسلست سلسال گه سيمگرى نمايد آبش * گه شيشهگرى كند حبابش آبش بدل گلاب دانند * زو دردسر سران نشانند گر شيشه كند حباب شايد * شيشه ز پى گلاب بايد و در جاى ديگر گويد : ياد آن عهدى كه دور از چشم زخم آسمان * با تو بودم در كنار زندهرود و مرز جى « 1 » مؤلف هفت اقليم با آنكه از مردم رى بوده و در هندوستان توطن اختيار كرده بوده است ، از بوى خوش اصفهان طربانگيز شده و مىنويسد : لب زندهرود و نسيم بهار * لب دلستان و مى خوشگوار ز دل بيخ انده چنان بركند * كه بيخ ستم خنجر شهريار
--> ( 1 ) . جى ، كه معّرب ( گى ) است ، نام قديم اصفهان در دورهء هخامنشيان و اشكانيان است . اين اسم در دورهء ساسانيان به سپاهان و اسپاهان تبديل شده . اكنون بلوك وسيعى از اصفهان به نام جى ناميده مىشود و خيابان و ميدانى به اين نام داريم .