لطف الله هنرفر
19
اصفهان ( فارسى )
از برف است . بستر اين رودخانه ، از سرچشمه تا مصب ، از خود زايش آب مىكند و به همين جهت زايندهرود نام دارد . قسمت اوليهء مجراى زايندهرود پيچوخمهاى زياد دارد ، ولى هرقدر پايينتر مىآيد ، پيچوخم آن كمتر مىشود تا مىرسد به كوه قلعه بزى ، كه در انحنايى به مسافت 12 كيلومتر و بر خلاف مجراى اصلى از مشرق به مغرب جريان پيدا مىكند و از پل فلاورجان تا شهر اصفهان ، از مغرب به مشرق ، 24 كيلومتر مسافت را به شكل مارپيچ طى مىكند و در وسط اين مسافت ، كوه آتشگاه واقع است كه از قلهء آن پيچهاى رودخانه ديده مىشود كه به شكل مار مىپيچد و شايد به همين سبب بوده است كه اين كوه را ماربين و دهات اطراف اين كوه را ماربين ناميدهاند و هماكنون نيز ماربين نام دارد و از لحاظ وفور ميوه و سرسبزى و صفا جزء مهمترين بلوك اصفهان است . قسمت دوم رودخانه ، در اراضى هموار كرارج و برآآن و رويدشت جريان پيدا مىكند تا به باتلاق گاوخونى منتهى مىشود . باتلاق گاوخونى ، جلگهاى است ناهموار كه طول و عرض آن قريب سى كيلومتر است و وسعت آن با افزايش و نقصان آب رودخانه تغيير مىكند . اين باتلاق از طرف جنوب و مشرق به تپههايى از ماسه و شن محدود مىشود كه بلندى آنها متجاوز از 200 متر است . بالاى آن تپهها ، ابتدا جرقويهء عليا و بعد دشت وسيعى است به طول چندين فرسخ از ماسه و شن به سمت ابرقو . تمام جرقويهء عليا از چشمههاى زاينده رود مشروب مىشود . حمد الله مستوفى ، مورّخ و نويسندهء مشهور ايران ، در قرن هشتم هجرى ، دربارهء زايندهرود خلاصهاى نوشته است كه ذكر آن را مفيد مىدانيم . وى چنين نوشته است : رودخانهء اصفهان امروز به زندهرود موسوم است و مصنّفان مختلف آن را زايندهرود و زرّينرود نيز نوشتهاند . زرّينرود اكنون