لطف الله هنرفر

166

اصفهان ( فارسى )

پايتخت به عمل آمده است . فكر ايجاد گردشگاهى مانند چهارباغ هم در همين سال براى پادشاه صفوى پيدا شده و دستور داده شده از محل دروازه دولت ( مقابل كاخ فعلى شهردارى ) تا دامنهء كوه صفّه ( دروازهء شيراز ) خيابان طويل و عريضى مشجّر احداث شود . در حقيقت چهارباغ بيشتر براى اين‌كه باغ باشد ساخته شده نه خيابان ؛ خاصّه كه اين اسلوب خيابان‌سازى براى عبور و مرور در آن زمان مورد احتياج نبوده است و از حيث هيئت و تركيب طورى است كه بيشتر براى محل گردش و تفرّج بوده تا براى رفت و آمد شهر ؛ بعلاوه اين خيابان در حاشيهء شهر طرح‌ريزى شده و بيشتر مخصوص گردش خانوادهء سلطنتى و درباريان بوده است . از جمله تفريحات زنان حرمخانهء شاهى و ديگر زنان شهر يكى اين بود كه روزهاى چهارشنبه در چهارباغ اصفهان و پل سىوسه چشمه با روى گشاده و بىنقاب مىگشتند و تا مدتى از شب در پرتو مشعل‌ها و شمع‌ها در آن‌جا به سر مىبردند و به شادى و خنده و خوردن و نوشيدن مىگذراندند . در اين‌روز تمام چهارباغ ( قرق ) مىشد و در اطراف آن خواجه‌سرايان و مأموران خاصى از عبور مردان شهر به سختى جلوگيرى مىكردند و در اين‌روز فروشندگان چهارباغ همه زن بودند ، گردش اختصاصى زنان اصفهان در چهارباغ از روز چهارشنبه بيست‌وسوم ماه صفر سال 1018 هجرى آغاز شده است . پيترو دولاواله ، سياح معروف ايتاليايى كه هر وقت صحبت از اصفهان زمان شاه عباس مىشود نام او هم به ميان مىآيد ، مىنويسد : چهارباغ بعضى روزها مخصوص گردش بانوان بوده و مسلما براى يك جاده و معبر عمومى نمىتوان چنين اختصاصى را قايل شد . طول اين خيابان سه ميل و پهناى آن دو برابر خيابان رم است ؛ ابتداى اين خيابان در جانب شهر اصفهان عمارت كوچكى است كه به شكل كلاه فرنگى ساخته‌اند و اطرافش تمام ايوان و پنجره است . اين عمارت با نقاشى و تزيينات بسيار ديگرى آراسته شده و