لطف الله هنرفر

138

اصفهان ( فارسى )

مجاور ، سفير مسكو و منشى وى و كشيش روسى جاى گرفتند . نمايندهء انگلستان هم كه آن روز منزلت و اعتبارى زياد در ايران نداشت ، با همراهان خود در طاق‌نمايى دور تر نشست . ساير مهمانان شاه مانند پرژان‌تاده ، رئيس كشيشان برهنه‌پا و چند كشيش پرتغالى كليساى اصفهان و كشيش ديگرى به نام برنارد هم كه در همان ايام از طرف پادشاه اسپانيا نامه‌اى براى شاه آورده بود ، زير دست سفير اسپانيا نشستند . پيترو دولاواله جهانگرد ايتاليايى هم كه مهمان شاه بود ، زير دست ايشان و بالادست اسفنديار بيك انيس و آقا حقى و چند تن ديگر از نديمان و نزديكان شاه نشست ، ولى اين دو نفر بر سر پا نشسته بودند و هر لحظه براى اجراى دستورهاى شاه از جا بر مىخاستند . مقابل ايشان ، در آن‌سوى قهوه‌خانه ، زير دست سفير عثمانى برادرزادهء شريف مكه كه به دربار ايران پناه آورده و مهمان شاه بود جاى داشت . نزديك او نيز جمعى از سرداران و درباريان در گوشه‌اى دور از نظر شاه ايستاده بودند كه خدابنده ميرزا پسر بزرگ شاه نيز در ميان ايشان بود . امام قلى ميرزا ، پسر كوچك‌تر شاه عباس ، هم در گوشه‌اى ديگر ايستاده و شمشير پدر را به دست گرفته بود . زيرا شاه در اين‌گونه پذيرايىها گاه شمشير خود را به دست او مىداد . محمد آقاى تاتار از بزرگان ازبك و سفير هند ديرتر از همه رسيدند . شاه سردار ازبك را در دست راست و سفير هند را مقابل خويش جاى داد . اصيل‌زادگان اسپانيايى هم كه همراه سفير آن دولت حركت مىكردند كلاه‌هاى فرنگى خود را در دست گرفته و با ملازمان سفيران هند و مسكو در انتهاى قهوه‌خانه ايستاده بودند . همين‌كه هركس در جاى خود آرام گرفت ، بچه رقاصان زيباى گرجى و اصفهانى كه معمولا در قهوه‌خانه‌ها براى خدمت به مشتريان استخدام مىشدند ، با لباس‌هاى زنانه به صداى دايره و