مسيح ذبيحى

78

استرآبادنامه ( سه سفرنامه ، وقفنامه وسرگذشت ) ( فارسى )

يوم يكشنبه بيست و هفتم . از غروب آفتاب شب مزبور تا اول ظهر روز مذكور باران بسيار باريد . يوم دوشنبه بيست و هشتم . عاليجاه اسد بيك تفنگدار قبلهء عالم و عالميان روحى و روح العالمين فداه كه از دربار معدلت مدار شاهنشاهى يك قبضه شمشير يراق طلا كه در عوض خدمات شايسته و نمايان سرحد تركستان به جهت زيب كمر و افتخار خان خانان مرحمت شده و آورده بود رسيد و سركار معظم اليه در كمال شعف و / 101 / اميدوارى تا دو فرسخى اردو استقبال رفته و شمشير قضا تأثير را زيارت كرده و زيب كمر خود نموده مايهء افتخار و اعتبار خود ساخت و در منتهاى اميدوارى مشغول خدمتگذارى و جان نثارى شد و يك طغرا فرمان مهر لمعان مبارك كه مشتمل بر تفصيل حركات و سكنات ناشايستهء آصف الدوله و كردار جاهلانه‌اى كه در پيرى از او به ظهور رسيده است بود كه به افتخار خان خانان و عمّال و مباشرين و ريش سفيدان ولايت استرآباد از مسند خلافت و جهانبانى شرف صدور يافته بود نيز زيارت كرده و جميع اهالى اردو را بر مضمون قدر مشحونش آگاهى داده و خان خانان همان منشور قضا دستور مبارك را فرستاده كه برده در شهر استرآباد در منابر و محافل بر عامه و كافهء خلايق از صغير و كبير و برنا و پير بخوانند و بعد برده در چاپخانه و آن مضمون نسخ متعدد چاپ بزنند كه حسب الحكم جناب آقايى ولى النعمى حاجى مدّ ظلّه العالى جميع اهالى استرآباد از بلده و بلوكات فردا فردا هر يك نسخه‌اى به جهت خود گرفته هميشه اوقات مداومت و مواظبت به مطالعه مىنموده باشند كه به جهت هر يك از آنها نصيحت و پندى باشد نافع و سودمند كه هيچ كس نسبت به احوال خود فريب شيطان و هوا و هوس نفسانى را نخورد . يوم سه شنبه بيست و نهم . حكايت و كيفيت تازه‌اى واقع نشده بود كه لايق نوشتن در روزنامه باشد . يوم چهارشنبه سلخ . خوانين و ريش سفيدان يموت كه بر ظهور الطاف و اشفاق پادشاهى دربارهء خان خانان و مرحمت نمودن شمشير مبارك مطّلع شدند كّلا سوار شده آمده در اردو خدمت سركار