مسيح ذبيحى
72
استرآبادنامه ( سه سفرنامه ، وقفنامه وسرگذشت ) ( فارسى )
يوم يكشنبه بيست و نهم . نيز در همان ادينه على توقف بود و عاليجاه ميرزا اسمعيل لشكر نويس / 93 / از شهر آمده وارد اردو شد و رعاياى بالاجلين خدمت خان خانان آمده اظهار داشتند كه مباشرين به اسم اينكه رعيت طايفه دولوّ هستيم ما را خائن مىدانند و به ما بىحسابى مىكنند ، در حالى كه ما رعيت پسر على محمد خان مرحوم هستيم . خان معظم اللّه كمال سياست را به مباشرين آنجا نموده فرمودند دولّو و قوانلو همه خانهزاد پادشاه جمجاه عالم پناه روحى فداه هستند ، احدى مزاحم احوال ايشان نشود و هر چه از ده پسر على محمد خان مرحوم مباشرين گرفتهاند رد نمايند . يوم دوشنبه سلخ . حسن باى و حاجى قلى خان داز خدمت نواب و الا رسيده خلعت پوشيده اميدوار شدند و مرخص شدند . يوم سه شنبه غرهء ذيقعدة الحرام . سركار و الا سيصد ذرع ماهوت به جهت خلعت تركمانان و انعام خدمت پادشاه از آقا محمد باقر تاجر جزى ابتياع فرمودند و در اين روز نيز عاليجاه اقاسى تومان آدم ميرزا اسمعيل ميزان آقاسى از مازندران آمده وارد اردو شدند . يوم چهارشنبه دوّم . بيگلربيكى از اردو به حمام مير محلّه تشريف برده و خان خانان به سركار و الا عرض كرده كه حسين آباد حمّام خوبى دارد . اگر تشريف مىبريد خبر كنم . سركار و الا جواب فرمودند كه چون اردو خالى مىماند نمىآيم . خان خانان خود به حمام قلى آباد رفتند . بابا خان باى يلقى خدمت نواب و الا رسيد . يوم پنجشنبه . عاليجاه آقاسى خان قليق و شيلات استرآباد را به خان خانان به اجاره / 94 / داد به مهر سركار و الا و بيگلربيكى و از اردو به شهر مراجعت نمود و در اين روز نواب و الا دو ساعت به غروب آفتاب مانده به چادر خان خانان تشريف آورده به قدر يك ساعت تشريف داشته مراجعت فرمودند .