مسيح ذبيحى

55

استرآبادنامه ( سه سفرنامه ، وقفنامه وسرگذشت ) ( فارسى )

[ ست ] و به واسطهء بىآبى ميوه ندارند . يك رشته قنات كهنه ايوانكيف دارد كه رفع احتياج شرب اهالى را نمىكند و اهالى آنجا از آب رودخانهء دماوند مشروب مىشوند و آب انبارهاى بزرگ و يخچال دارند و در موقع خشك سالى از آب به آنها سخت مىگذرد . صنايع آنجا جاجيم‌هاى پشم و ابريشمى ممتاز است . معدن نمك سنگ نزديك است و بعضى آثار عتيقه در آن نزديكيها از قبيل بناهاى آجرى يافت مىشود كه اهالى ايوانكيف كنكاش كرده و آجرهاى قطور و معمولى امروز پيدا كرده فرش حياط و حوض و آب انبار مىكنند . از قرار تقرير اهالى وجه تسميهء ايوانكيف « ايوان كى » بوده و اين آجرها هم از آجر آن بناها است ، واللّه اعلم ، به هر حال امروز ايوانكيف قصبهء آباد و داراى تلگرافخانه است و مردمش به واسطهء عبور و مرور زوار صاحب بضاعتند ، رودخانه از وسط آبادى مىگذرد . از ايوانكيف به قشلاق شش فرسخ و زمين تا دو فرسنگ كه اول سردهنهء خوار است همه جا مسطح و در يك فرسنگى ايوانكيف قهوه‌خانه / 72 / گلى و چاه آب حفر كرده‌اند . از اين قهوه‌خانه كه رد مىشود تا اول سر دره زمين صاف و كوير و بوته‌هاى عظيم و خار شتر است . در فصل زمستان و بارندگى حركت مال سخت [ است ] و بلكه با اسب به كوير فرو مىرود . طرف دست راست و چپ جاده به فاصلهء يك فرسنگ كمتر يا بيشتر كوه و ماهور است و سمت دست راست نهر عميقى است كه آب شور است و داخل دره مىشود . در فراز اين دره كه تپهء بسيار بزرگ و مرتفعى است و عبارت از دو شعبه است و جاده سراشيب و ميان اين تپه واقع است و قلعه‌اى درون تپه سمت جنوب از آثار قديمه باقى و اول سردهنه خوار است . سابقا اين محل خالى از مخاطرات نبوده و زوّار و قوافل به سختى از اين سرزمين عبور مىكرده‌اند . حال به حمد اللّه امن است . از اول سر دره تا آخر دو فرسنگ است و جاده در ميان دو شعبه از شعبات البرز و ضلعى از كوه كنار كرو است . از اول دره آب شور كمى هست ، رفته رفته از چشمه سارها اين آب زياد شده نهر عظيمى در فصل بارندگى صورت بسته از طول دره همه جا سراشيب به جلگه خوار مىرود . حال اطراف دره كه مانند ديوارهاى محكمند به واسطهء آنكه سنگ آن كمتر و غالبا در فصل بارندگى محل تصادف باران است خطوط متوازيهء عميقه به هم رسيده و هيأت آنها را از ساير حال امتياز داده به فاصلهء يك فرسنگ كه از سر دره رد مىشود كاروانسراى سنگى