مسيح ذبيحى
8
استرآبادنامه ( سه سفرنامه ، وقفنامه وسرگذشت ) ( فارسى )
تناسل اين سلسله عليه در مازندران و استرآباد و خراسان از فرزندان قاجار شده و در هر عهد مصدر جلايل امور فرمانفرمايى و سپهسالارى و سرحددارى بودهاند ، و چون نوبت سلطنت صفويه شد شاه عباس ماضى از كثرت و عدّت آن جماعت خائف گرديد ايشان را منشعب و هر يك شعبه را در صقعى از اصقاع ممالك مسكن داد . در كشف اين مسئله مرحوم عليقلى ميرزا اعتضاد السلطنه وزير علوم در اكسير التواريخ چنين نگاشتهاند : به قولى اصل قاجار از ايلات تركمان است . ولى به عقيدهء اكثر مورّخين اين طايفه از طوايف ترك و تركستان مىباشند . در تسميهء ايشان به اين اسم خلافست . قومى گويند از نژاد قراجار نويان پدر چهارم امير تيمور صاحب قرانند و قراجار نويان در عهد چنگيز خان و منكو قاآن منصب امير الامرائى داشته . چون در اتراك رسم است طوايف را به اسم بزرگان آن موسوم مىنمايند چنان كه سلاجقه به اسم سلجوق بيك معروف شدند و نظاير ، اين طايفه به قراجار مشهور گشتند و از كثرت استعمال قراجار قاجار شد . طايفهء ديگر گويند در نواحى تركستان قصبهاى بوده موسوم به تركستان اين ايل جليل در آن آبادى سكنى داشتند و پنج برادر بودند كه در آن قوم رتبهء سالارى داشتند و بزرگ آن پنج نفر قاجار خان بود ، به اين واسطه موسوم به اين اسم شدند . چون هلاكو خان مغول به حكم برادر خود منكوقاآن مأمور به قلع قلاع ملاحده شد اين طايفه با او / 9 / همراه و از جانب او مأمور به سرحدّ شام شدند . پس از سلطنت مغول كه امير تيمور گوركانى استقلال يافت آن گاه بر مملكت روم غلبه كرد . نظر به قرابت و ايليّت اين طايفهء جليله را خواست به ماوراء النهر كه موطن اصلى ايشان بود روانه نمايد . چون انسى به آن مكان داشتند مايل نبودند . ولى بعضى كرها از جيحون عبور كردند و جمعى در ارّان و حدود گنجه و بردع ساكن شدند . چون دولت گوركانى زوال يافت و ممالك ايران به سوانح سلاطين آق قوينلو كه به عقيدهء بعضى از همين سلسله بودهاند و قراقوينلو و اوزبكيه دوچار شدند بعدها بساط سلطنت صفويه گسترده شد امير پير محمد قاجار با چند تن از بزرگان اين طايفهء عليه به شاه اسمعيل صفوى كمك و امداد خدمت نمودند . در عهد شاه عبّاس ماضى شاهوردى خان قاجار و محمد خان زياد اوغلى و شاه قلى خان قاجار جدّ اعلاى اين شاهنشاه معدلت شعار و جمعى ديگر از بزرگان اين طايفهء عليّه مأمور به محاصرهء گنجه و قراباغ شدند و نهايت شجاعت در اين سفر از ايشان به عرصهء ظهور رسيد و گنجه را