مسيح ذبيحى

197

استرآبادنامه ( سه سفرنامه ، وقفنامه وسرگذشت ) ( فارسى )

روز بعد از سمت غربى كوه از درّهء چشمه از راه سخت بغلهء كوه پايين رفتيم تا آنكه به جادّهء رباط تيجير رسيديم و از آنجا به قريهء تاش رفتيم . ماژور نايبر در راپورت خود نوشته بود كه تاش معادن زغال سنگ دارد . من به تفحّص اين معادن رفتم . در نيم فرسنگى تاش در سمت شمال رودخانه‌اى كه از كوه شاهوار جارى است اين معادن شروع مىشود . در ابتدا به واسطهء زلزله و خرابى كوه يك رگ معدن زغال سنگ نمايان شده است و اهالى تاش مطّلع گشته‌اند . بيست سال قبل روس‌ها به خيال اين بودند كه اين معادن را به اذن دولت ايران كار كنند و زغال را براى سوخت كشتىهاى بخار به ساحل بحر خزر برند . بعد از آنكه معلوم شد سوخت نفط از سوخت زغال سنگ بهتر است و صرفهء كلّى دارد روس‌ها از اين خيال صرف نظر كردند . من گفتم زمين را نيم ذرع حفر كردند و سنگ زغال در آوردند و چوب خشك آتش كرده سنگ زغال را در بالاى آن گذارديم دود كرد و نسوخت . زغال اين معدن از قسم زغالى است كه در حوالى قريهء شاه كوه بالا يافت مىشود و دور نيست كه اين معادن را اگر چند ذرع حفر كنند زغال خوب / 260 / بيرون بيايد . من به كدخداى تاش گفتم كه براى سوخت حمّام و سوخت آهنگرى و آهك‌پزى از اين زغال ببرند . امّا مشكل كه به كار بخورد . منزل ديگر از تاش به قريهء شاه كوه بالا رفتيم . راه از كوه‌هاى جنوبى بالا رفتيم و خيلى دشوار بود تا آنكه به يك زمين مسطّح رسيديم . در عرض راه بعضى جاها سرو كوهى و درختهاى جنگلى كهن دارد و هوا مثل هواى خشك شاهرود نيست . قدرى مرطوب است . قريهء شاه كوه بالا دو هزار و هفتصد ذرع از سطح دريا ارتفاع دارد و در بالاى رودخانه‌اى كه از وسط درّه مىگذرد واقع شده . قريب هفتاد خانوار جمعيّت دارد . در زمستان هواى آنجا بشدّت سرد است و در اين سال سنهء 1298 هجرى از شدّت سرما زراعت هيچ عمل نيامده بود . هيزم و زغال بايد از راه دور به آنجا حمل نمايند . در اين اواخر در ميان گلّه و رمه رعاياى شاه كوه بالا ناخوشى افتاده و بدين واسطه ضرر كلّى به ايشان وارد آمده است و على هذا اكثر از آنها به حوالى استر آباد رفته‌اند . از قريهء شاه كوه بالا به درّه چهار باغ رفتيم و از آنجا از كوه لاره صعود نموده از يك راهى كه سه هزار ذرع ارتفاع داشت داخل درّهء زيارت شديم . در ابتداى اين درّه اطراف سنگ آهكى و خشك است و لكن راه قدرى پايين مىرود . در محلّى كه دوهزار و پانصد