مسيح ذبيحى
195
استرآبادنامه ( سه سفرنامه ، وقفنامه وسرگذشت ) ( فارسى )
و منار اصفهان را مىگويند معجزه است و لكن جهت اين حركت بر اهل علم مخفى نيست و معلوم است كه سبب حركت قوّهء الاستيك است ، يعنى قوّهء كشش كه يك شىء را مىكشد طول يا عرض پيدا مىكند و بعد كه رها مىكنند به صورت اوّل باز مىگردد . واضح است كه در خاك آجر و در آهك و گچى كه در ساختن اين منار به كار بردهاند قوّهء الاستيكى بوده است و گچ و آهك مخصوصا به مرور دهور كشش پيدا مىكند . شهر بسطام در ايّام گذشته خيلى معتبر بوده و اگر چه هنوز محل حاكم نشين است و لكن در مقابل شهر شاهرود نمودى ندارد . ده سال قبل از اين شهر من عبور نمودم . از آن سال تاكنون خيلى ترقّى كرده است . در شهر شاهرود آقا ابو القاسم تاجر استر آبادى يك بازار جديد كه يكصد باب / 257 / دكان دارد بنا نموده است . و ارامنهء روس كه در شاهرود هستند شش كارخانهء چرخ دارند و غوزهء پنبه از سبزوار و جاهاى ديگر مىخرند و به كارخانه برده با چرخ از غوزه بيرون مىآورند و بعد پنبه را حمل شتر و قاطر نموده از راه چلچيليان از كنار رودخانهء نكاه به بندرگر مىرود و از آنجا به كشتى حمل كرده به حاجى طرخان مىبرند . شهر شاهرود اكنون يك پستخانه و تلگراف خانه دارد و خطوط تلگراف از شاهرود به مشهد و به استر آباد كشيدهاند . در وقتى كه من در شاهرود بودم هوا بسيار گرم بود . جمعيّت زياد از زوّار مشهد در آنجا جمع شده بود و يك فوج سرباز آذربايجانى كه مأمور به خراسان بود در آنجا اردو زده بودند و به علاوه زوّار هندى زياد بود . بعضى از ايشان به ديدن من آمدند و آنها نقل مىكردند كه اين فوج سرباز در عرض راه هر چه مىتوانستند مىدزديدند و دهات را غارت مىنمودند . رعاياى قراء شاهرود همه زحمتكش هستند ، بر خلاف رعاياى استر آباد كه هيچ زحمت ندارند . طبيعت به خودى خود همه چيز را در آنجا عمل مىآورد . و لكن در شاهرود زحمت بسيار دارد . اوّلا آب ندارند و بايد به زحمت زياد قنات حفر كنند و پولها خرج كنند تا آنكه قدرى آب به دست بياورند . زمين را چند مرتبه شخم بزنند و رشوه بدهند تا آنكه چيزى بكارند و حاصلى بردارند . اين زحمت باعث آن مىشود كه رعاياى شاهرود همه عامل و كارآمد هستند و نتيجهء زحمت ايشان آنست كه محصول شاهرود بمراتب بهتر از محصول استر آباد است و غلّه و حبوبات از شاهرود به استر آباد مىبرند .