مسيح ذبيحى
193
استرآبادنامه ( سه سفرنامه ، وقفنامه وسرگذشت ) ( فارسى )
رباط تجر « 1 » . از اين رباط كه گذشتيم داخل يك درّهء وسيع طولانى شديم . اين درّه مسطّح و خشك است ، چهار فرسنگ طول و از سه ربع الى يك فرسنگ عرض / 254 / دارد . در انتهاى اين درّه داخل صحراى بسطام شديم . اين صحرا از سمت جنوب منتهى مىشود به رشته كوه سنگ آهكى موسوم به تپال « 2 » و از سمت شمال اتّصال مىيابد به دامنهء كوه عظيم شاهوار . در نزديكى رباط تجر « 3 » در پاى تپهء شتو در انتهاى دامنهء شاه كوه قريهء كوچكى تازه بنا كردهاند موسوم است به قلعهنو « 4 » . مىگويند در سمت شمال اين كوه مغازهاى است كه در آنجا استالاك تيت موجود است . استالاك تيت آويز سنگى را گويند كه طبيعة درست شده باشد . در بعضى غارها سنگ آهكى در سقف مىجوشد و مثل آويز يخ منجمد مىشود و اين دليل بر آنست كه در سوابق ايّام يعنى چندين قرن قبل هواى اين مملكت مرطوب بوده است و اكنون به قسمى تغيير يافته كه در عبور از جاده و جمنو « 5 » از شدّت خشكى هوا گلو و دماغ خشك مىشود . از قلّهء شاه كوه كه چهار هزار و پانصد ذرع ارتفاع دارد يك شعبه جدا مىشود كه به طرف جنوب شرقى مىرود و در شاهرود ختم مىشود . يك شعبهء ديگر به سمت شرقى مىرود و در قلعهنو « 6 » ختم مىگردد ، شعبهء اوّل رشته كوه تاپال است و شعبهء ثانى كوه شنتو مىباشد . در فاصلهء اين دو كوه قريتين مجن و مرزى واقع شدهاند . ماژور انبر نوشته است كه از رباط تجر الى كلاتهء شاهرود هيچ جا آب ندارد . در عرض راه همين قسم است كه او نوشته و لكن در سمت جنوب جاده قدرى كه از رودخانه خشك مىگذرد به نهر خوشگوارى مىرسد كه آب آن از دهنهء تاش جارى است . در نزديكى خرابههاى محمّد آباد ( يك هزار و نهصد ذرع ارتفاع ) رشتههاى قنوات شروع مىشود . در يك فرسنگى / 255 / محمّد آباد قريهء كلاته ( يك هزار و هفتصد ذرع ارتفاع ) واقع است . در سمت شمال درّه در ابتداى دامنهء كوه شاهوار دهات نكارمن « 7 » و اورسيج و ميغان و
--> ( 1 ) . اصل : تبحير . ( 2 ) . اصل : تاپال . ( 3 ) . اصل : تيجر . ( 4 ) . اصل : كلهنو . ( 5 ) . اصل : وجمالو . ( 6 ) . اصل : موجين . ( 7 ) . اصل : بنكرمند .