مسيح ذبيحى

189

استرآبادنامه ( سه سفرنامه ، وقفنامه وسرگذشت ) ( فارسى )

مطلب دويم تعيين وضع جغرافيايى مملكت از استر آباد به شاهرود چندى بعد از استر آباد به عزم تعيين وضع جغرافيايى مملكت ما بين استر آباد و شاهرود بيرون آمدم . مقصود از اين سفر اين بود كه نقشهء بلوكى كه خط تلگراف و چاپار پست از آنجا مىگذرد از روى بصيرت و دقّت كشيده شود . از استر آباد كه بيرون آمدم در يكى از تپّه‌هاى واقعه در سمت جنوبى نهر چادر زديم . اين تپّه‌ها كه از كوه‌هاى مرتفع جدا مىشود در سمت جنوبى شهر در دو فرسنگى واقع است و همه از جنگل انبوه پوشيده شده است . در روى يكى از تپّه‌ها كه موسوم است به سر دروازه چند روز در ماه ژوئيه ( سرطان ) توقّف نموديم و از گرماى شهر استرآباد آسوده شديم . نسيم بحر خزر در آنجا خيلى مفرّح بود . در حوالى سر دروازه يك چشمه گوگردى دارد . از اهل استر آباد هر كس كه مبتلا به امراض جلدى است روزهاى پنج شنبه در آب اين چشمه مىرود . در نزديكى چشمه حوض‌ها حفر كرده‌اند كه آب پر مىكنند و مريضها در آن مىروند . از سر دروازه به خيرات كه در دو فرسنگ و نيمى شهر واقع است رفتم . همه ساله به واسطهء خشكى و گرمى هوا بوته و گياهى كه در اطراف شهر استر آباد مىرويد آتش