مسيح ذبيحى

187

استرآبادنامه ( سه سفرنامه ، وقفنامه وسرگذشت ) ( فارسى )

در عرض راه از دامنهء شمالى شاه كوه همه جا جنگل بود و راه براى عراده و توپ همه جا خوب بود مگر در جايى كه به تپّهء هفتصد ذرعى مىرسد كه قبل ذكر شد . كوه شاه كوه تماشا و منظر خوبى دارد . مثل يك ديوار سنگى مىنمايد و راه بالارو ندارد ، يعنى بيشتر از سيصد ذرع ممكن نيست كسى بالا برود . اين كوه چهار هزار و دويست ذرع ارتفاع دارد . از درّه‌هاى اطراف كوه رودخانه‌ها جارى است . قريهء شاه كوه پايين در دامنهء كوه واقع است . ما به اين ده نرفتيم لكن از دور نمايان بود . موسيو پترسن يكى از حكماى طبيعى روس و معلّم مدرسهء او نيورسيته دوربارت براى تحقيقات به شاه كوه آمده در اين قريه توقّف داشت . بعدها در استر آباد من او را ملاقات كردم . او مىگفت كه نباتات و حيوانات اين كوه قابل اعتنا نيست . در درّه‌هاى حوالى شاه كوه زراعت مىشود و لكن كوه‌ها همه سنگى و مثل غالب كوهستان ايران خشك هستند . در بعضى جاها سرو كوهى دارد . ما از قريهء حاجى آباد كه در سر جادهء شاهرود واقع است عبور نموديم و از كنار رودخانه كه اطراف آن همه چمن بود گذشتيم و به چهار باغ رسيديم كه برج و چند قطعه باغ داشت و از اينجا از كوهى بالا رفتيم كه هفتصد ذرع ارتفاع آن بود . در اين وقت دو ساعت و نيم از ظهر گذشته بود . در اينجا / 247 / وضع مملكت مثل اينكه سحر كرده باشند يك دفعه تغيير كرد . در اين محل مرتفع كه رسيديم يك مرتبه جنگل انبوه بلوط و نارون و غيره هويدا گشت . از گردنهء ميخ‌ساز تا اين مكان همه جا كوه‌هاى خشك سنگى بود . اين تغيير وضع فرح كلّى بخشيد از كوه كه فرود نموديم داخل جنگل شديم . ابتداى جنگل قريب سه هزار ذرع از سطح دريا ارتفاع داشت . چهار ساعت بعد از ظهر به چشمهء سياه خانى « 1 » رسيديم . از اينجا قريهء زيارت از دور نمايان بود . از اين محل به بعد راه بسيار بد بود . اگر چه از وسط جنگل مىرفتيم و جنگل انبوه منظر خوبى داشت و مفرّح بود لكن گل و باتلاق به قسمى بود كه اسب فرو مىرفت و بعضى جاها خطر داشت و چون يكى از همراهان در شاه كوه عقب مانده كه يك بلد راه بياورد بر آن شديم كه نرسيده به قريهء زيارت هر جاى مناسبى كه به دست آمد توقّف نماييم . در اين وقت پنج ساعت و نيم از ظهر گذشته بود .

--> ( 1 ) . اصل : سياه كند .