مسيح ذبيحى
174
استرآبادنامه ( سه سفرنامه ، وقفنامه وسرگذشت ) ( فارسى )
دماوند كه در نزديكى لار واقع است تا سيصد سال قبل آتش فشان بوده است و سنگهايى كه از آن كوه پراكنده مىشده است به درياچهء لار مىريخته . اكنون در حوالى لار از همان سنگهاى كوه دماوند يافت مىشود و دليل بر اين مطلب است كه به مرور ايّام از كوه دماوند به قدرى سنگ در اين درياچه ريخته شده است كه بعد از قرنها درياچه پر شده و با زمين مساوى گشته است . وقتى كه كوه دماوند خاموش شده است آبهاى درياچه جمع شده و از وسط كوه راه عبور پيدا كرده كه اكنون به پلور / 229 / مىرود . محل درياچه صحراى وسيعى است كه اينك چمن لار است . چمن لار در همه جا معروف است و لازم نيست كه در اين يادداشت توصيف آنجا را بنويسم . ايلات چادر نشين همه ساله در فصل تابستان به چمن لار ييلاق مىروند . وقتى كه ما به چمن لار رسيديم اردوى اعليحضرت شاهنشاه در يورد سياه پلاس بود و على هذا ما به يورد خانلر خان رفتيم و در كنار رودخانه چادر زديم و شب را در آنجا به سر برديم . منزل سيزدهم از يورد خانلر خان به عسك « 1 » لاريجان روز ديگر از راه كنار رودخانهء لار به دلى چاى آمديم و از سفيد رود كه داخل رودخانهء لار مىشود عبور نموديم . در دلى چاى گله و رمه و ايلخى ماديان ايلات و غيره زياد بود . چون در آن حوالى نزديكتر از عسك كه در چهار فرسنگى بود دهى نبود آذوقه و ما يحتاج به دشوارى به دست آمد . روز شنبه نهم ماه ژوئيه ( بيستم سرطان ) وقت ظهر از منزل حركت كرديم و پنج ساعت بعد به قريهء عسك رسيديم . سه فرسنگ و نيم الى چهار فرسنگ راه است . راه از كوه دلى چاى يا سفيد آب از كنار سمت چپ هراز به قدر نيم فرسنگ مىرود و از آنجا راه دوتا مىشود . يك راه به پلور مىرود و ديگرى از سمت چپ مىرود تا آنكه به راه خيابانى كه از دماوند به آمل مىرود منتهى مىگردد . در حوالى رودخانهء سفيد آب از سنگهايى كه در زمان آتش فشانى دماوند از كوه آمده است زياد يافت مىشود و بعضى بسيار بزرگ / 230 / هستند ، و لكن اكثر را يخ زمستان شكسته است . زمستان آنجا خيلى
--> ( 1 ) . ( اسك ) .