مسيح ذبيحى

167

استرآبادنامه ( سه سفرنامه ، وقفنامه وسرگذشت ) ( فارسى )

رودخانهء جاجرود و رودخانهء كرج محلى كه آب اين دو رودخانه از يكديگر جدا مىشوند رسيديم . در نزديكى اين محل انقسام آب يك كوه مرتفع سنگ سياه سختى است كه در قلّهء آن كوه يك گنبد آجرى بنا شده است موسوم به كلّه دختر « 1 » و گويا مقبرهء يكى از مقدّسين باشد . مكاريها كه همراه ما بودند گفتند كه آنجا يك برجى است كه در قديم ساخته‌اند و لكن چون در قلّهء كوه آب يافت نمىشود نمىتوان اين قول ايشان را حمل به صحّت نمود . ارتفاع كوه كلّه دختر سه هزار و پانصد ذرع است . در قلّه منظر خوبى دارد . از محلّ انقسام آب يك راه سرپايين سختى آمديم و به شهرستانك رسيديم . يكى از شكارگاههاى شاهنشاه ايران شهرستانك است . در عرض راه يك گلّه شكار از جلو ما در آمدند . شهرستانك قريهء معتبرى است كه در درّه واقع شده و قريب هزار و دويست نفر جمعيّت دارد . اطراف آن همه اراضى مزروع است و از سطح دريا دو هزار و پانصد ذرع ارتفاع دارد . در اول اين درّه پاى كوه توچال شميران يك عمارت سلطنتى ساخته‌اند . همه ساله شاهنشاه چند روزى در آنجا توقّف مىفرمايند و روزها به شكار مىروند . در جنب عمارت آبشار آبى است كه از توچال مىآيد و رودخانه‌اى مىشود كه قريب پانزده ذرع عرض و نيم ذرع عمق دارد . از كنار اين رودخانه به سرك آمديم و شب را در زير / 220 / درختان چنار منزل نموديم . سرك قريهء كوچكى است در محلّ تقاطع دو رودخانه كه يكى از سمت جنوب جارى است واقع شده . راه از شهرستانك به سرك بسيار خوب است . اين راه را جنرال گاستگر صاحب منصب مهندس اطريشى كه در خدمت دولت ايران بود هشت سال قبل ساخته بود . منزل چهارم از سرك به حسنك‌در اين راه از سمت چپ رودخانهء گچ‌سر مىرود . اين رودخانه موسوم است به لورا و در سه ربع فرسنگ پايين قريهء سرك به رودخانهء سرك متصل مىشود . رودخانهء گچ‌سر بيست و شش ذرع عرض و چهار ذرع عمق دارد و آب آن گل آلود است و تند مىرود . ساعتى ده فرسنگ و نيم مسافت را طى مىكند و اگر اين آب تند نبود ممكن بود كه از جنگل زغال

--> ( 1 ) . قلعه دختر درست است .