مسيح ذبيحى
136
استرآبادنامه ( سه سفرنامه ، وقفنامه وسرگذشت ) ( فارسى )
حسن بن المرحوم الشيخ جعفر طاب ثراهم در حق آن بزرگوار شرف صدور يافته مراجعت به موطن اصلى فرمود . / 180 / در جميع علوم تدريس مىنمود . مدّت چهارده سال به رياست شرعيه در استر آباد اوقات گذرانيد . مصنّفات عديده در اصول و فقه و اصول عقايد دارد و تقريرات مرحوم شيخ على را در فقه در حيزّ تحرير در آورده هنوز از مسوّده بيرون نيامده . طبع نظم عربى و فارسى خوب داشت . در مسجد جامع استر آباد امامت مىفرمود . خلق بسيار به او اقتداء مىنمودند . در موعظه زبانى گويا و با تأثير داشت و كتب عديده در مواعظ نوشته است . در آخر به جهت عرض احوال استر آباد كه سر حد اغتشاش به هم رسانيده بود به دار الخلافه تشريف بردند و وارد بر حجة الاسلام علم الايمان ملاذ الخواص و العوام آقا و مولا آقائى حاجى ملا على كنى اطال اللّه بقائه گرديد ، در زمان حكومت مقرّب الخاقان محمّد ولى خان بيگلربيگى غفر له . پس از عرض شرح احوال استر آباد به حضور مبارك اعليحضرت اقدس شهريارى خلّد اللّه ملكه او را معزول و امير الامراء العظام جعفر قلى خان ايلخانى را منصوب فرمودند . چون در زمان روانه شدن از استر آباد به جانب دار الخلافه نقاهتى داشتند همان مرض در طهران بر وجود شريف ايشان استيلا يافته در منزل آقا حاجى معظم اليه دام ظله العالى در 24 محرم الحرام 1272 به جوار رحمت ايزدى پيوست . لوازم احترام را آن بزرگوار در تعزيت او مرعى داشتند . از جانب سنّى الجوانب شاهنشاهى نوّاب مستطاب اشرف ارفع و الا شاهزاده اردشير ميرزا دام اقباله تشريف آوردند و مجلس فاتحه را برچيدند و به جهت خروج از لباس عزا از جانب سنّى الجوانب شاهنشاه اسلام پناه خلّد اللّه ملكه يك ثوب عباى ترمهء تمام سلسله و پنجاه تومان و از جانب حجة الاسلام آقا حاجى معظم اليه دام ظله نيز يك ثوب عباى مشكى احسائى مصحوب مقرّب / 181 / الخاقان ميرزا اسمعيل خان نورى به داعى دوام دولت قاهره مسوّد اوراق در استر آباد مرحمت گرديد . موحب ازدياد دعا گويى دوام دولت جاويد آيت و اميدوارى خلايق شد ، الّلهم ادم دولته و شيد سلطانه و سدّد اركانه و اجعل اعدائه بددا و احصهم عددا و لا تدع على ظهر الارض منهم احدا بمحمد و آله الطاهرين . جسد شريف آن بزرگوار به امر حجة الاسلام آقا حاجى معظم اليه دام ظلّه به نجف اشرف نقل شد . در وادى السلام مدفون گرديد . مرحوم ميرزا حسين وفاى استر آبادى كه شرح حالاتش اجمالا مذكور شد مادّه تاريخ آن