مسيح ذبيحى

129

استرآبادنامه ( سه سفرنامه ، وقفنامه وسرگذشت ) ( فارسى )

در تاريخ وفات او مسوّد اوراق گفته است : سوگ حسين وفا كرد جهان را غمين * زانكه جهان سخن بود و سخن آفرين سحر حلال آفرين بود چو در شعر و نثر * نثره و شعرى شدند هر دو زسوكش غمين گنج فصاحت چو بود شخص وى اندر سخن * زير زمين اى دريغ گنج صفت شد قرين / 170 / بزم بهشت برين داشت چو اندر نظر * گشت زبزم جهان يكسره عزلت گزين خامهء برهان نگاشت از پى تاريخ فوت * بزم حسين وفا بزم بهشت برين و اين چند بيت از غزليّات اوست : زجاى خير و بجايى مرا خراب انداز * بجا نشين و در آفاق انقلاب انداز ترا كه خون سياوش بجاست اندر طشت * بشط طشت مرا چون فراسياب انداز شراب را نبود شورى آنچنان كه لبت * لبى بجام نه و شور در شراب انداز و در مقطع مىگويد : وفا جوانى اگر خواهى از پس پيرى * بكوش و خويش بدرگاه بوتراب انداز و اين رباعى نيز از اوست : اى آنكه فزون قدر تو از هابيل است * قتل تو بدست بدتر از قابيل است المنّة للّه كه فدايت گرديد * ابراهيمى كه به ز اسماعيل است و اين رباعى نيز از اوست : اى آنكه عرش شيفتهء خاكپاى تست * كرسى كمينه منبر بزم عزاى تست / 171 / لوحش در او كتيبه نگارش قلم وليك * تا حشر مشق او الف كربلاى تست