مسيح ذبيحى

122

استرآبادنامه ( سه سفرنامه ، وقفنامه وسرگذشت ) ( فارسى )

اصول عقايد و فروع از بنان شريف بنيان / 160 / آن بحر زخّار ظاهر گرديد . كتاب مدائن العلوم از مصنّفات آن رضوان مكان است . در علم نحو و صرف و منطق و معانى و بيان و فقه و اصول و تفسير و حديث و رجال و درايه و هيأت و غير ذلك ماهر بود و در علم حكمت و كلام كمال اطلّاع داشت و در موعظه نيز كمال صداقت را داشته . مانند آن بزرگوار محتاط در امر دين و حلال و حرام شريعت سيد المرسلين ثانى مقدّس اردبيلى عليه الرحمة بود و در نماز مخصوصا و مقدّمات از كثرت احتياط و طول به نحوى بود كه غالب اهل اقتدا به فزع در مىآمدند . ذهنى وقّاد و فكرى نقّاد داشت . نزاع آن جناب در بسيارى از مسائل اعتقاديه و اصول آن با مرحوم مبرور شيخ بزرگوار شيخ احمد احسائى رفع مقامه در غايت اشتهار است و رسائل عديده نوشتن آن جناب و مرحوم شيخ در رد و ايراد و نقض و ابرام مسموع خاص و عام است . مولد آن بزرگوار قريهء نوكنده من قراى بلوك انزان من بلوكات استر آباد است و منشأش در خود بلدهء مزبوره . اوايل تحصيلش هم در آنجا توقّف داشت و باقى تحصيل علوم و تصنيف و تأليف را در عتبات عرش درجات اقامت داشت . از آنجا مراجعت فرموده به مازندران و خراسان و استرآباد آمدند و طى اين بلدان را بر سبيل رياست فرمود و كشتى توطّن آن بزرگوار تا آخر عمر شريف او در درياى دار الخلافهء طهران لنگر انداخت و در آنجا اين عالم فانى را رحلت فرموده به دار الخلافه شتافت . جسد شريف او را حمل و نقل به نجف اشرف نمودند . در آن زمين بهشت آيين مدفون است ، طاب ثراه . مولانا ملّا مصطفى الالنگى الاستر آبادى پس از فراغت از تحصيل علم در عتبات عاليات به استر آباد كه مقرّ و / 161 / موطن اصلى آن بزرگوار بود معاودت فرموده به امامت و هدايت خلق اشتغال داشت و در علم كيميا بىبهره نبود . اما از قرار معروف بىاثر نبود . بسيار با صداقت بود . خيلى حسن خلق داشت و با خلق در كمال عطوفت و رأفت سلوك داشت . كتب بسيار از موقوفات جمع نموده و بعد از وفات او به جهت اينكه خلفى از او نماند در كتابخانهء ساير علماء متفرّق گرديد .