مسيح ذبيحى

117

استرآبادنامه ( سه سفرنامه ، وقفنامه وسرگذشت ) ( فارسى )

نبود . ليكن چون در امر دين و آئين بسيار غيور بود و اين خصلت فطرى بود گويا شغلى بجز اين نداشت . در ابتداء امر مرحمت مآب خلد نصاب آقا محسن شيخ الاسلام استر آباد طاب ثراه كه از معاريف و مشاهير است تقويت آن بزرگوار را / 153 / بىاندازه مىفرمود . در آخر خود را كناره گرفت ، قضيّه‌اى را كه در نظر داشت نتيجهء بر عكس مىبخشيد . على الجمله مقام فضل و حسن تقرير و بزرگوارى و بلند خيالى او جاى انكار اهل روزگار نبود . برادرش كلانتر استر آباد بود . قبيله و عشيرهء آن بزرگوار بسيارند . تعداد نمىتوان كرد . از مشاهير اين ولايت مىباشند . المحقّق المدقّق العارف البارع الآخوند ملّا محمّد تقى النوكندى الاستر آبادى رحمه اللّه داراى فضايل و فواضل كثيره بود . در غالب علوم مسلّط بود و كمال سلطنت در علم معقول و مشرب عرفان را داشت . فقه و اصول و مقدّمات را در مدرس خود درس مىگفت و كتاب خواجه حافظ و مثنوى مولانا رومى را نيز تدريس مىكرد . علماء مجتهدين كه در آن زمان بودند زبان طعن بر او گشودند و صريحا او را ترك و توبه دادند . چون ديد كه كار از اين قرار است به موجب : تراك امكنة اذا لم ارضها * او يرتبط بعض النعرس حمامها ترك اقامت اين ولايت فرمود و به جايى ديگر شتافت . مدتّها در دار الخلافهء طهران بود ، تا آنكه اين جهان فانى را بدرود گفت . مولانا ملّا ابو على استر آبادى در مدرسهء مشهوره به مدرسهء دار الشفاى استر آباد تدريس مىفرمود . بسيار فضيلت مآب و از علوم با اطلاع بوده است . محقّق اهل عصر خود خوش تقرير در مجلس درس و غيره مىباشد . كتب بسيار تحصيل نموده بود . / 154 / اكثرى را هم به خط شريف خود نوشته متجاوز از دويست جلد را وقف بر علماء استر آباد نموده و شرط كرده است كه از استر آباد بيرون نبرند . به عالم باطن راه و آشنايى داشته است . خانهء خود را كه در جنب همان مدرسه است بر تغزيهء سيّد الشّهداء عليه السّلام وقف نموده همه ساله به وقفيّت معمول و دايرست ، اعلى اللّه مقامه .