مسيح ذبيحى
110
استرآبادنامه ( سه سفرنامه ، وقفنامه وسرگذشت ) ( فارسى )
واعظ نيكو سير سلطان حسين * مظهر صنع خدا سلطان حسين در كف دشمن ز تأثير قضا * كشته شد ناگاه با شمشير كين از غم اين گوهر درياى علم * آسمان زد مغفر خود بر زمين ترك اين ظلمت سرا كرد و نهاد * رو بسوى روضهء خلد برين از براى خدمتش بستند صف * حور و غلمان از يسار و از يمين عازم از روى ادب كردم سؤال * سال تاريخش ز عقل دوربين با دو چشم خون فشان گفتا بگو * شد شهيد اين هادى راه يقين در بعضى از مصنّفات آن شهيد سعيد ديدم كه نوشته است كه در اين اوقات استر آباد از اهل اجتهاد خالى است و قضات منصوبه از قبل سلطان عصر مرتكب امورات شرعيه و بيان مسائل و تكاليف ناس مىباشند و در مقام تشنيع و توبيخ ايشان برآمده كه اين طريقه خلاف شرع مستطاب است و رسالهاى در نهى از اين منكر براى ايشان وضع نموده و استدلال به آيات و اخبار نموده است و ظاهرا تا اواخر دولت صفويه نيز به همين نحو معمول بود تا زمان سلطنت نادر پادشاه ، و مؤيّد اينست اينكه بسيارى از وقفنامهجات و سجّلات و نوشتجات نقل و انتقال املاك استر آباد و غيرها كه از زمان صفويه / 144 / تا حال باقى مانده و ملاحظه مىشود غالب آنها ممهور و مكتوبست به خط و مهر صدور عظام و قضات و شيوخ الاسلام ، بلى صاحبان فضل و عرفاء اهل حال همواره بودهاند و تعرض آنها موجب تطويل مخلّ مملّ است ، فلهذا ترك تعرض احوالات آنها را صواب دانست و متعرض آنها نگرديد . الخطيب الاديب سلطان ابو الحسن الخطيب الاستر آبادى اديب كامل و خطيب فاضل بود . خلف مرحوم مبرور سلطان حسين واعظ مرقوم است . در عصر خود شهرهء آفاق و نادرهء زمان بود و از فيوض صحبت او در حكايات و قصص و تواريخ منتفع مىشدند و از علوم ادبيّه و مقدّمات كمال اطلّاع داشت ، و اللّه اعلم بحقائق الامور .