مسيح ذبيحى

102

استرآبادنامه ( سه سفرنامه ، وقفنامه وسرگذشت ) ( فارسى )

در نمىآيد و تاكنون حكومت و ايالت بلوك فندرسك و ما والاه مىنموده‌اند . مقرّب الخاقان ميرزا علينقى خان سرتيپ خلف مرحوم ميرزا اسعد اللّه خان خلف مرحوم ميرزا علينقى خان در اين زمان به مراسم حكومت آن حدود قيام و اقدام دارد كه بنى اعمام هستند همه صاحبان شرافت و همّت و بزرگى و جلالت مىباشند . مدفن شريف مرحوم مبرور مير ابو القاسم رحمة اللّه در تخت فولاد اصفهان است و بقعهء مباركه‌اش مزار قاطبهء اهل جهان است از اقصى بلاد هندوستان به قصد زيارت او مخصوصا راه مىنوردند . وقتى از اوقات به اعتقاد اينكه بدن و جسد مير عليه الرحمة كيميا بوده است مرتاضين هندوستان اتّفاقى كرده مخفيانه به اصفهان آمدند كه قبر شريف او را نبش كنند و جسد او را ببرند . متولّى بقعهء مباركهء مير عليه الرحمه شباهنگام در خواب ديد مير عليه الرحمه را و از نيت آنها در خواب او را اخبار نموده . چون صبح شد اعاظم اشرف را ازين معنى اطلّاع داد همگى اهتمام ورزيده / 133 / مقدار معيّنى از اطراف قبر را كندند عرضا و طولا و عمقا قيراندود كردند . سدّى حائل چون سدّ اسكندر ما بين جسد شريف و آن يأجوج صفتان از قير قرار دادند و اين كيفيّت گوش زد خواص و عوام گرديده است حاجتى به بسط و شرح نيست . و از جمله كرامات مير عليه الرحمة كه غايت اشتهار كالشّمس رادّ الضحى دارد اينست كه وقتى از اوقات به بلدى از هندوستان كه از اقاصى آن بلاد است در ايّام سياحت تشريف برده بود اهل آن بلد از قديم الزمان بت پرست بودند و به هيچ وجه طريق اسلام نپيموده بودند . در كليسياى اعظم ايشان در آمد . براهمهء هنود با او صحبت داشته از مذهب بت‌پرستى ايشان را نهى مىفرمود و در آن مجمع ايشان را به اسلام ترغيب مىنمود . انواع دلائل و اقسام براهين از طرفين در ميانه آوردند برهمن بزرگ ايشان در مقام استدلال بر حقيقت مذهب بت‌پرستى و عبادت اصنام و بطلان ملّت اسلام و طريق آيين حضرت سيّد الانام خدمت مير عرض كرد كه ظواهر امور منتهى به بواطن آنها مىشود . حقيقت ظواهر كاشف از حقيقت بواطن است . واقعيّات كارها و نفس‌الامر آنها حافظ صور ظواهر آنها مىباشند . اگر عبادت اصنام باطل است و ملّت اسلام حق است چرا معابد و مساجد اهل اسلام بيش از پنجاه و شصت سال بقا و دوام ندارد و كليسياى عابدين اصنام زياده از هشتصد و هزار سال ثبات و بقاء دارد . اين نيت اّلا حقيقت بت‌پرستى و بطلان ملّت مسلمانان و الّا بايد قضيه بر عكس باشد .