مسيح ذبيحى

92

استرآبادنامه ( سه سفرنامه ، وقفنامه وسرگذشت ) ( فارسى )

اين پيش من بهتر از آن است كه غبار درگاه ملوك بر آن نشسته و به سبب طمع در صلات و عطاى ايشان معتكف درگاه ايشان باشم و هر تصنيفى كه كرده‌ام در آن نيز عمر ضايع ساخته‌ام و گمان چنان است كه در آن نيز معاتب بلكه معاقب باشم . السيّد الفاضل مير شمس الدّين محمّد بن السيّد الشرّيف العلّامة الجرجانى به حليهء فضل سرمدى و زيور خلق محمدى آراسته و بر خطبهء متوسط شرح كافيه كه بناء بر وضوح عبارت مستغنى از شرح است شرحى نوشته ، و چون در بعضى فقرات آن خطبه جهت رعايت سجع تقديم اصحاب بر آل واقع شده خدمت مير نوشتند كه تقديم صحب بر آل همچون تقديم حرام است بر حلال . و از جملهء مصنّفات او شرح خطبهء مذكور است و شرح هدايهء حكمت و شرح ارشاد نحو و شرح فوائد غياثيه و شرح حاشيهء طوالع و حسب الاشارهء والد بزرگوار دو رسالهء فارسى منطق او را كه مشهوراند به صغرى و كبرى در صغر سن تعريب نموده به غرّه و درّه موسوم ساخته و در سنهء هشتصد و سى و هشت به جنات عدن انتقال نموده . محمّد بن الحسن الرضى الاستر آبادى آن امام مشهور است كه شرح كافيهء ابن حاجب بر وجهى كرده كه / 119 / كسى شرحى چنان ننوشته و در غالب كتب نحو مانند او كتابى در جمع و تحقيق و حسن تعليل نيست و متأخّرين همگى خود را عيال آن كتاب مىدانند و آن را دست به دست مىگردانند و شيوخ عصر و اسلاف ايشان در تصنيف و درس خود بر آن اعتماد مىنمايند . و او را در آن كتاب بانحاة ابحاث بسيار است و مذاهب و اختياراتى است كه او به آن متفرّد است و آن شرح را بر وجهى كه در خطبهء آن ذكر كرده در آستانهء مقدّسهء غروى يعنى مشهد نجف مرتضوى نوشته و گفته كه اگر مقبول طبع اهل روزگار خواهد بود از بركات وقوع آن در آن جوار است ، واّلا از قصور طبع اين خاكسار است فراغ او از تأليف آن شرح در سال ششصد و هشتاد و سه بود و در سال ششصد و هشتاد و شش وفات نموده ، و او را شرح ديگر لطيف بر كتاب شافيه تصريف هست ، و اگر چه نيز در مرتبهء خود به غايت نفيس و شريف است ليكن التفات عامه به آن به اندازهء التفات به علم تصريف است .