بابا صفرى
54
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )
روز سوم ورود روسها ، يعنى پنجم شهريور ، اعلانى در معابر و بازار و خيابانها بر ديوارها الصاق شده بود كه در آن فرمانده سپاه روس بسربازان ايرانى اخطار كرده بود سلاحهاى خود را در سربازخانه بروسها تحويل دهند . افسران ايرانى خود را بمقامات روسى معرفى كنند . اهالى شبها از روشن كردن چراغ در خانهها و معابر خوددارى نمايند و پشت پنجرهها پرده بگيرند تا نور بخارج نتابد . كارمندان ادارات سر كار خود حاضر شوند و كسبه و تجار مثل سابق بكسب و كار خود بپردازند . لحن عبارات اعلان تند بود و با جملهء امر مىدهم آغاز شده بود و نشان ميداد كه از طرف يك قشون فاتح بيگانه صادر شده است و از اينجهت باز تكدر خاطرها را بيشتر گردانيد . همانروز دو سرباز روسى و يك ايرانى از طرف روسها تيرباران شدند . آنها شبانه بدزدكى وارد انبار مشروبات « باندرول » دار ادارهء دارائى شده مبادرت بسرقت كرده بودند . روسها در اين دو روز در سمت جنوب غربى سربازخانه با عجله باند موقتى براى فرود هواپيما ساختند و از روز سوم ، كه از خطر حملهء هوائى اطمينان يافتند ، كمكم تعدادى از هواپيماهاى جنگى خود را بدانجا منتقل كردند . دو سه روز بعد هنگامى كه اين هواپيماها به قصد مراجعت بروسيه از آن فرودگاه برخاستند يكى از آنها در آسمان دچار نقص فنى گرديد و خلبانش آن را به روى باند هدايت نمود ولى پس از نشستن بشدت آسيب ديد و سرنشينان آن نيز كشته شدند . روسها جنازههاى آنها را با موزيك و تشريفات نظامى از وسط شهر عبور دادند و در كنار قبرستان معروف به « پشت باغ كلانتر » به خاك سپردند و در موقع دفن آنها جوخهء احترام تيرهائى به هوا شليك كرد . در اين چند روز راهها بسته بود و هيچ مسافرى نميتوانست از اردبيل بتهران و تبريز برود چنان كه هيچ مسافرى هم از آن شهرها باردبيل نميآمد . روسها قبل از ورود باردبيل سيمهاى تلفن بين آستارا و اردبيل را قطع كرده بودند و بهر نسبت كه به سمت