بابا صفرى

43

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

بودند از راه جنوب در هند بآلمانيها ميرسيدند و بدين طريق قسمت اعظم قارهء آسيا را تهديد مىنمودند . حملهء آلمان بروسيه آن كشور را در رديف متفقين ، يعنى فرانسه و انگلستان و آمريكا قرار داد و موجب آن گرديد كه غنىترين آنها ، يعنى آمريكا ، با دادن سلاح جبههء شرقى را تقويت كند و آخرين نوع جنگ‌افزار خود را ، كه مقتضى ميدانست ، در اختيار ارتش شوروى بگذارد . اروپا تحت اشغال آلمان و ايتاليا بود و راهى براى رسانيدن اين وسايل بروسيه در آن قاره وجود نداشت . تركيه نيز در مجاورت ميدان جنگ قرار داشت و عبور دادن آنها از آن كشور مشكل مىنمود . طريق هندوستان و افغانستان نيز طولانى و صعب العبور بود و رسانيدن وسايل بجبههء جنگ وقت زيادى لازم داشت . اين بود كه تنها راه سهل و آسان ايران به نظر رسيد و چون دولت ايران از قبول حمل تجهيزات آمريكائى بروسيه از طريق راه آهن سرتاسرى ، به منظور حفظ بىطرفى ، خوددارى نمود اشغال اين كشور مورد توافق متفقين قرار گرفت . مسافرت فرمانده لشگر اردبيل در روز دوم شهريور : براى حمله بايران روسها و انگليسيها از ماهها قبل تدارك مىديدند و در مرزهاى اين كشور بتمركز نيرو و نقل و انتقالات نظامى مىپرداختند . دولت ايران با پيش‌بينىهاى لازم ، از مدتها قبل اقدامات احتياطى به عمل آورده بود و پادگان مستقر در اردبيل را از تيپ به لشگر توسعه داده ، تيمسار سرتيپ « قادرى » نامى را بفرماندهى لشگر 15 اين منطقه منصوب داشته بود . نگارنده در آن تاريخ با سمت دبيرى در دبيرستان پوراندخت اردبيل شغل تدريس داشت . اوايل تير با تلفن بادارهء فرهنگ احضار شده باطاق رئيس فرهنگ راهنمائى گشت . موضوع صحبت تدريس خصوصى بيك دختر خانمى بود كه آقاى رئيس با احترام خاصى از او و خانواده‌اش ذكر مىنمود و او دختر فرمانده لشگر بود كه در تهران در چند ماده از دروس تجديدى شده و در اردبيل قصد فراگرفتن آنها را داشت .