بابا صفرى
36
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )
آنچه بنام ماشين در اين شهر وجود داشت آسياى موتورى معروف به « اوت دگيرمانى » « 1 » بود كه يكنفر بنام « ستار اوف » از روسيه آورده گاهوبيگاه گندم آرد مينمود « 2 » و برترين كتاب موجود از فقه و اصول و منطق و فلسفهء قديم و تاريخ نادر و نظاير آنها تجاوز نميكرد . در چنين محيطى ورود و ظهور برخى از محصولات صنايع جديد ، مثل « اتوموبيل » ، چراغ برق ، « راديو » و غيره عوامل حيرتآورى بود كه اعجاب همگان را برمىانگيخت . اتوموبيل چندى بعد از كودتا باردبيل آمد و با وضع خود اردبيليان را سخت متعجب گردانيد . اتوموبيلهاى آن روز شبيه كالسكه بود و مردم اين شهر قبلا با كالسكه آشنائى داشتند . آنچه موجب حيرت آنان ميگشت فقدان ظاهرى نيروى محركه بود زيرا بزعم آنان نيروى محركهء كالسكه و درشگه و نظاير آنها جز اسب و چهار پا چيز ديگرى نميتوانست باشد حال آنكه هيچيك از آنها در آن هيولا ديده نميشد . اين بود كه بعضى از عاميان ، بويژه روستانشينان از ديدن آن سخت متعجب بودند و وقتى « آفتافاميل » « 3 » را به ديگران تعريف ميكردند ميگفتند كه « نه اوت ييورنه سامان ايكى گوزى و اردورت اياغى ، چغيروب قاچار » « 4 » . چراغ برق نيز موضوع شگفتآورى براى مردم بود . نخستين موتور برق در سال 1307 خورشيدى در اردبيل نصب گرديد و تأسيسات آن با سرمايهء خصوصى بوجود آمد . قدرت موتور آن محدود بود و لذا بيشتر بكوچههاى مركزى شهر برق ميداد . مردم به طرز استفاده از آن در خانهها آشنائى نداشتند و از اينرو روزها
--> ( 1 ) - « اوت » در تركى بمعنى آتش و « دگيرمان » بمعنى آسيا است . چون آن آسيا با نيروى محركهء آتشين كار ميكرد آن را آسياى آتشى ميگفتند . ( 2 ) - گاهوبيگاه از آنجهت بود كه مردم بدان عادت نداشتند و گندمهاى خود را در آسياهاى آبى آرد ميكردند و چنين ميپنداشتند كه آسياى موتورى رمق گندم را ميگيرد و طعم نان را عوض مىكند . ( 3 ) - دهاتىها اتوموبيل را به شكل آفتافاميل تلفظ ميكردند . ( 4 ) - يعنى نه علف مىخورد و نه كاه . دو چشم دارد و چهار پا . داد مىزند و ميدود . . ! »