بابا صفرى

361

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

دارى وى از ذكر اتفاقات به حساب نميآيد . واقعيت آنست كه سالخوردگان موثق و معتمد ، نه تنها امروز ، حتى در ثلث قرن پيش كه نزديكتر به زمان مرحوم ملا غلامعلى بود و آنان غالبا از دوستان و آشنايان وى بشمار ميآمدند ، از قدرت آواز او سخنها ميگفتند و از تكان خوردن و حركت ظروف در طاق و طاقچه‌هاى طنابىها و طالارهائى كه او آواز ميخواند ، بقاطعيت شهادت ميدادند . همچنين كسان زيادى كه در مراسم بدهانهء توپ گذاشته شدن فرخ حاضر بوده‌اند اداى كلماتى از سر بريدهء او را در فضا ، پس از شليك توپ ، بدون هيچگونه تبانى نقل ميكردند و اين كار گويا اختصاص به فرخ در اردبيل نداشته و در جاهاى ديگر نيز نظايرى پيدا كرده است . « هارى آلن » سر مير غضب معاصر انگلستان ، كه اخيرا خاطرات خود را جمع آورى كرده است مينويسد كه عده‌اى از محكومين باعدام با « گيوتين » ، قبل از اجراى حكم دچار تشنج شديد ميگردند و اين حال تا موقعى كه آنها را بقبرستان حمل و دفن كنند باقى ميماند . هارى آلن در دنبال اين گفته‌هاى خود از قول كشيشى اضافه مىكند كه « روزى پس از جدا شدن سر مقتول مطلبى بر زبان مىآورد » « 1 » . تذكارات اصلاحى چند صاحب‌نظر : شخصيتهاى دانشمند ديگرى هم تلفنى يا حضورى در مورد بعضى از عبارات و كلمات و يا اشتباهات تاريخى تذكاراتى كرده‌اند . از جمله به نظر آقاى حسن ذوقى كه از نكته سنجان ادبى عصر ماست « 2 » كلمهء « مرده » كه در صفحهء 76 بمعنى مريدها به كار رفته است صحيح نيست زيرا اين كلمه جمع مارد است و بهتر است بجاى آن همان مريدها نوشته شد .

--> ( 1 ) - مجلهء دانشمند . شماره 6 . سال 11 . تهران . فروردين 1353 . ص 69 . ( 2 ) - ايشان از بنيانگذاران فرهنگ جديد در ايران است و سالها در خراسان و آذربايجان رئيس كل فرهنگ بوده مدتها نيز دبيرستانهاى شرف و دار الفنون تهران را اداره كرده است .