بابا صفرى
347
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )
تربيتى ما بيشتر راه تقليد در پيش دارند و يا دستكم جوانها را در تقليد از مشتى موجودات سرگشته بنام هيپى آزاد ميگذارند . تكرار ميكنيم كه اين مطالب نميتواند اعمالى را كه هفتاد هشتاد سال پيش در باب بستن مدارس در شهر و ضرب و شتم معلمان بزرگوار آنها ، بجرم اعتقاد بكرويت و گردش زمين ، صورت گرفته موجه قلمداد نمايد بلكه در جهت عكس آن بيان مىشود و چنين به نظر ميرسد كه اگر در به دو تأسيس آن مدارس ، عقلا و صاحبنظران روحانى و غير روحانى ، با يك روش منطقى و ديد صحيح اجتماعى آنها را هدايت و تكميل مينمودند و بجاى آنكه با ايجاد مشكلات عديده آنها را وادار باتخاذ حالت دفاعى و ركود كنند جنبهء فعاليتهاى مثبت و مؤثرى بدانها ميدادند هم وضع اجتماع ما بهتر ميگشت و هم لااقل در آن نقطهء مهم اركان تربيت اجتماعى و ايمانى استوارتر ميگرديد . 10 - بارى دهمين و آخرين ايراد دانشمند روحانى چنين عنوان شده است كه « در كتاب خود در بسيارى از موارد نوشتههاى كسروى را ، كه انحرافات و روح طغيانگر او اظهر من الشمس است ، با تكريم اسم او ، سند يا شاهد آوردهايد . آيا اين گونه يادآورى از اين قبيل طغاة و بىدين مطلق ترويج مظاهر فساد و اباطيل نيست و پيش عرف و انظار نشانهء تجليل از او و عقايد مسلم الفساد او محسوب نميشود » . در جواب گويم خير ! زيرا ما دربارهء كسروى هيچ تجليل نكردهايم جز اينكه در مقابل نام او كلمهء شادروان گفتهايم و اين كلمه هم مثل آقا و خانم كه در مورد زندگان عنوان مىشود يك عنوان صورى براى مردگان است . دربارهء طغيان و بىدينى يا ديندارى و اسلام او هم اصلا وارد بحث نشدهايم زيرا ما تاريخ براى اردبيل نوشتهايم نه رساله در كفر و اسلام كسانى مثل كسروى . اما به حكم « انظر لما قال و لا تنظر لمن قال » گوئيم كه او هركه بوده و هرعقيده و ايمانى كه داشته واقعيت اينست كه در فن تاريخنويسى مهارت داشته و آثارش در مراكز علمى مورد توجه قرار گرفته است . ما اگر در باب دين و مذهب و اصول و فروع از او قولى نقل ميكرديم حق با نويسندهء دانشمند بود ولى وقتى او نوشته است كه فى المثل والى آذربايجان در محاصرهء اردبيل از طرف عشاير براى ستارخان سلاح و جنگافزار