بابا صفرى

345

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

اخير ، از ايام بيمارى تمدن صحيح انسانى است . بىبند و بارى و سقوط سطح تربيت اخلاقى و اجتماعى امرى نيست كه كسى آنها را كتمان نمايد . ولى كسى هم نيست كه آنها را زائيدهء علم و تربيت صحيح بشمارد . غرائز حيوانى جانشين عفت و عصمت انسانى گشته ، عصيان و تمرد جايگزين احترام و اطاعت خانوادگى شده ، رذيلت بر فضيلت و جهل بر علم برترى يافته ، پسر از حيث لباس و آرايش بتقليد زنان درآمده ، دختر از حيث رفتار و كردار حالتى غير از معصوميت دخترانه پيدا كرده ، اختيار تربيت فرزند از دست پدر و مادر در رفته و خطر اعتيادات گوناگون جوانها هستى خانواده‌ها را در معرض سقوط قرار داده است . معبود همه پول و مال گشته و صفا و يكرنگى از بين رفته است . . . « 1 » اينها كه ما فساد ميدانيم و فساد ميناميم همه معلول فقدان علم و تربيت صحيح و مع الاسف ضعف اصول تربيتى مدارس است . اما نبايد از اين كلمهء مدارس ، مدارس آنروزى اردبيل را محكوم بداشتن چنين محصولى نمود . آنچه يك محيط تربيتى را پر ثمر ميگرداند ايمان مربى است . مربيان آنعهد مردان با ايمانى بودند كه هم با علوم دينى آشنائى داشتند و هم لزوم تحول در جامعهء راكد روز را احساس مينمودند . اگر خوانندگان دانشمند بر ما ايراد نميگرفتند ميگفتيم كه مراكز تربيتى ما ، بر اثر ضعف مبانى تشكيلاتى ، كه هرآينه معلول كارشكنىهائى از قبيل مخالفت‌هاى اوليه با پيدايش آنها است ، يا علل ديگرى كه بصور مختلف و در زمان و مكانهاى مختلف به خود ديده ، تأسفا حالت فعل‌پذيرى بيش از حد لزوم پيدا كرده و بجاى آنكه اصول تربيت و تمدن مناسب و متعارف ملى را حفظ و با آراستن و پيراستن منطقى آنها اركان اجتماعى را تقويت و به صورت فعاله سرمشقى براى ديگران قرار دهد چشم به راه

--> ( 1 ) - هيچيك از اينها بعلم ارتباط ندارد بلكه نوعى تربيت غلط و محصول ناز و نعمتهاى بىتكلف مشتى انگلهاى جوامع و تقليدهاى كوركورانه از يكدسته افراد و امانده‌اى است كه از دروازه‌هاى باز كشورها رخنه كرده‌اند .