بابا صفرى
329
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )
من دربارهء صحت و مندرجات قسمت « اردبيل - در دوران مشروطيت » با تنى چند از معمرين و صاحبنظران شهر بگفتگو نشستم . خوشبختانه ، همه باتفاق ، مهر تأييد خود را ذيل مندرجات كتاب نهاده و با من همعقيده بودند كه : وقتى ذوق و دانش ، در وجود شخص صادق و اديبى بهم آميخت اثرى ميآفريند وزين و پايدار . اثرى جاويدان همانند « اردبيل در گذرگاه تاريخ » . « 1 » نقدى از آقاى دكتر واهبزاده : آقاى دكتر حسن واهبزاده هم بر مطالب كتاب ايرادهائى نوشته و يادآور شده است : « 1 - كلمهء دروب بجاى درها اصطلاح نامأنوس است زيرا در و درب كلمهء فارسى است و مثل كلمات عربى جمع بستن آنها صحيح نيست . » ما هم با نظر ايشان موافقيم ولى اين كلمه مربوط بمؤلف كتاب نيست بلكه از متن كتاب « تاريخ نو » است و ما آن را در « گيومه » عينا نقل كردهايم . عبارت « توپ انداختن » نيز كه ما به همان شكل از كتاب مذكور آوردهايم به نظر آقاى واهبزاده از لحاظ ادب فارسى نامناسب است . 2 - ايل فولادلو را در اردبيل « پولادى » ميگويند . به نظر ايشان بهتر بوده است كه ما اصطلاح محلى را رعايت ميكرديم و حق هم با ايشان است . 3 - « ژول يونر » فرانسوى در كتاب « دلاوران گمنام » اظهار نظر كرده است كه علت جنگ ايران و روس در عهد فتحعليشاه امتناع محمد خان قوانلوى قاجار ، حاكم ايروان ، از دادن دختر خود بشاه و استمداد وى از امپراطور روس بود . ما ضمن بيان نظريههاى مختلف به اين نوشته نيز در صفحات 95 و 96 اشاره كردهايم . آقاى واهبزاده اين نظر را نابجا دانسته يادآور شده است « . . . همانطور كه خودتان نيز در متن كتاب آوردهايد بنظرم علت اصلى شروع جنگ ايران و روس همان وصيتنامهء پطر بزرگ مىباشد كه گفته تا ميتوانيد خود را بدرياى آزاد برسانيد . » . 4 - در صفحهء 221 جلد اول اين كتاب از كشتار دستهجمعى زعماى استبداد اردبيل در نارين قلعه سخن بميان آمده و در آخر آن از رفتار آزاديخواهان در قتل
--> ( 1 ) - در اين نوشته نسبت بمؤلف ابراز لطف بيشترى شده است . براى حفظ حرمت امانت بچاپ آن مبادرت كرديم .