بابا صفرى

305

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

كه فصل اول آن در 8 صفحه و فصل دوم در 14 صفحه و فصل پنجم آن در 311 صفحه يعنى 10 ر 62 درصد كتاب مىباشد . جدول زير ناهماهنگى فصول كتاب را بيشتر نشان ميدهد : مهمترين ايراد كتاب اينست كه مؤلف ديد انتقادى ندارد . از هركتابى بدون توجه بارزش تاريخى و معتبر بودن نوشته‌هاى آن استفاده مىكند درحالىكه ميدانيم بعضى از نوشته‌هاى قدما دربارهء اردبيل بافسانه شبيه است تا واقعيت تاريخى . مثلا ابن حوقل دربارهء كوه سبلان مينويسد : « كوه سبلان كه مشرف باردبيل است بعقيدهء من از دماوند بزرگتر است » « 1 » همين نويسنده دربارهء مردم ميگويد : « در باب مردم اردبيل داستانها شنيده‌ام از جمله اينكه كسى از قصاب آنجا گوشت ميخريد از وى خواست كه گوشت از آنجاى گوسفند ببرد كه دلخواه اوست قصاب مقدارى از رداى خريدار بريده و ديگر از دستمال مشترى را » « 2 » . از اين قبيل مطالب در نوشته‌هاى جهانگردان خارجى نيز ميخوانيم . تاورنيه مينويسد : « گرچه اراضى اردبيل براى عمل آوردن انگور مساعد است ولى از ايجاد تاكستان و تهيهء انگور خوددارى ميكنند و معتقدند كه كاشتن مو و توليد انگور در اراضى

--> ( 1 و 2 ) - صورة الارض . ترجمهء دكتر جعفر شعار . بنياد فرهنگ . تهران . 1345 . صفحهء 83 .